موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٧ - فصل اول مقصود از تصديق و جحود
مُنْتَقَش گردد، و آن نيز به مناسبت با آنها، بهخوبى قبول كند.
و چون اباطيل و اكاذيب و قياسات باطله غلط، از نفحات شيطانيه و عالم ظلمات و كدورات و قذارات است، وجهه نفس به فطرت مخموره، از آنها منصرف، و با آنها مناسب و مواجه نيست، پس آن نقشهها را قبول نكند و از آنها منفعل نگردد، و اگر اين فطرت، تا آخر كار محفوظ ماند و دست تصرف ابليس به آن نرسد، هيچ امرى را بر خلاف حق نپذيرد و از هيچ حقى روگردان نشود و تعليمات قرآن شريف و انبياى عظام و اولياى كرام عليهم السلام به همانطور كه از معدن وحى الهى و معادن علوم حقه نازل شده، در آن جلوه كند بىشائبه تصرفات نفس و دُعابههاى متخيّله كه از آنها به حجابهاى ظلمانى بين عبد و حق مىتوان تعبير نمود.
ولى همين فطرت، اگر از روحانيت خود محجوب شد و به واسطه اشتغال به عالم طبيعت، ظلمانى گرديد و سلطان شهوت و جهل و غضب و شيطنت بر آن غلبه كرد و با مَلاذّ دنيوى و كثرات عالم مُلك مأنوس شد، وجهه باطنش از عالم روحانيت و ملكوت، منصرف، و تناسبش با آن عوالم نورانى منقطع گردد و با عالم جنّ و شيطان متناسب شود و سلطان وهم و دعابههاى متخيّله- كه شيطانِ انسانِ صغير است- بر آن حكومت كند و حقايق و معارف الهيه و آنچه از عالم نور و طهارت و قدس است در ذائقه او تلخ، و در سامعهاش سنگين و ناگوار آيد.
و آنچه از عالم ظلمات و قذارات و عقايد باطله و اوهام كاذبه و سَفسَطه و اغلوطه است، در كامش شيرين و در ذائقه روحش گوارا و خوشايند آيد، چونان آيينه زنگزده كثيفى كه آنچه از سنخ نور و نقشههاى لطيف است قبول نكند و آنچه از قبيل زنگار و كثافت است در آن متراكم شود، پس در نفس، حالت