موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١١ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
چون اهميت آن فوق العاده است، انسان بايد با اهمّيت، آن را تلقّى كند. اين از قبيل ضررهاى دنياوى نيست كه انسان بگويد: اگر امروز نشد فردا جبران آن را كنم، و اگر جبران نشد نيز مهم نيست، مىگذرد! اين سعادت و شقاوت ابدى است، آن شقاوتى كه پايان ندارد، آن بدبختى كه آخر از براى آن نيست.
بىچاره، انسان غافل كه در امور زايله دنيا- كه خود مىداند و هر روز مىبيند كه اهل آن، آن را مىگذارند و مىروند و حسرتها را مىبرند- اينقدر اهميت مىدهد، و با كمال جدّ و جهد در جمع و تحصيل آن مىكوشد و خود را با هر ذلّت و زحمت و هر محنت و تعبى روبهرو مىكند و از هيچ عار و ننگى پرهيز نمىكند، ولى براى تحصيل ايمان كه كفيل سعادت ابدى او است، اينقدر سست و افسرده است كه با اينهمه مواعظ انبيا و اولياء و اينهمه كتابهاى آسمانى، باز از سستى و سهلانگارى دست نكشيده و به فكر روزگار مصيبت و ذلّت و زحمت خود نيفتاده، موعظتهاى قرآنى و وعد و وعيد آن- كه سنگ خارا را نرم مىكند و كوههاى عالم را خاشع مىكند- در دل سخت اين انسان اثر نكند!
آرى، خداى تعالى فرمايد: لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ [١].
اى انسان دلسخت! تفكر كن، ببين مرض قلبى تو چيست كه دل تو را از سنگ خارا سختتر كرده و قرآن خدا را كه براى نجات تو از عذابها
[١] «اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم، آن را از خشيت خداوند، خاشع و شكاف خورده و پراكنده مىديدى، و آن مَثَلهايى است كه براى مردم مىزنيم شايد آنان انديشه نمايند». (الحشر (٥٩): ٢١)