موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٠ - مقاله پنجم در شرح اجمالى از بعض الفاظ حديث شريف تا آنجا كه مقصود اصلى ما است از شرح قوله عليه السلام «اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَجُنْدَهُ، وَالْجَهْلَ وَجُنْدَهُ تَهْتَدُوا»
عصيان آن عبارت است از: خروج از قوّه به فعل در جهات نقص و مقابلات جنود عقل. و پس از اين فعليت، به كمال شقاوت رسد و از ساحت قرب و رحمت حق خارج شود و به حزب شياطين و مارِدين ملحق و پيوسته گردد.
قوله: «فَأعْطاهُ خَمْسَةً وَسَبْعِينَ جُنْداً».
بدانكه اعطاء اين جنود به جهل كه تقويت كند مضادّه با عقل و جنود آن را، منافات با تعذيب و ابعاد از رحمت ندارد؛ زيرا كه اين جنود، چنانچه دانستى، لازمه جنود عقليه است، و لازمه جعل و ايجاد عالم طبيعت، مضادّت و معاندت است، ولى اين، سلب اختيار به هيچ وجه نكند، بلكه اگر در كمالات و جنود عقليه، مقابلات آن در تحت اختيار نباشد، كماليت غالب آنها منتفى شود.
مثلًا، وقتى عدل از صفات كماليه است، كه به اختيار، انسان متصف به آن شود و الّا اگر ظالم را نگذارند ظلم كند و دست او را از تعدّى كوتاه كنند و به اضطرار، قيام به عدالت كند، عادل نخواهد بود.
و چون هر يك از اين صفات كماليه با مقابلات خود مخمّر در طينت انسان است بالذات و بالعرض، و انسان در فعليت دادن هر يك، در سر حدّ اختيار است، فعليت هر يك از اين دو مقابل، مبدأ سعادت يا شقاوت است و موجب دخول در حزب الرحمان و جنود العقل يا حزب الشيطان و جنود الجهل است و از اين جهت، در اين حديث شريف فرموده: «اگر عصيان كردى بعد از اين اعطاء جنود، تو را و جنود تو را از رحمت خود خارج كنم».
و اين براى آن است كه اگر عصيان، موجب فعليت و بروز و ظهور ملكات رذيله نفسانيه نشود، صاحب آن از ساحت رحمت و درگاه قرب عزّت، پُر دور