موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٠ - فصل چهارم موعظت در اين باب
تجافى از دار غرور، ثمره غرور شيطانى و عُجب و كبر كه ارث ابليس است از آن حاصل شده.
آيا نيامده وقت آنكه درصدد اصلاح نفس برآييم و براى علاج امراض آن قدمى برداريم؟ سرمايه جوانى را به رايگان از دست داديم و با غرور نفس و شيطان، جوانى را كه بايد با آن سعادتهاى دو جهان را تهيه كنيم از كف نهاديم، اكنون نيز درصدد اصلاح بر نمىآييم تا سرمايه حيات هم از دست برود، و با خسران تامّ و شقاوت كامل از اين دنيا منتقل شويم.
براى اصلاح نفس ايام جوانى سزاوارتر است؛ زيرا كه هم اراده قوىتر است، و هم كدورت و ظلمتِ نفس كمتر است و به فطرت نزديكتريم، و هم بار معصيت زياد نشده كه جبران آن مشكل باشد. جوانان قدر ايام جوانى را بدانند كه اين نعمت بزرگ را با غفلت نگذرانند كه در ايّام پيرى اصلاحِ نفس بسيار مشكل است. مشكلات بسيار در سنّ پيرى براى انسان هست كه در ايّام جوانى نيست؛ لكن شيطان و نفس أمّاره انسان را مغرور مىكنند و نمىگذارند در آن وقت، انسان درصدد اصلاح برآيد، تا آنكه انسان دچار ضعف و سستى پيرى شد و معاصى متراكم و كدورتهاى نفسى زياد شد، آن گاه نيز با تسويف و تعويق مىگذرانند، تا اصل سرمايه را از دست بدهد و با خذلان و خسران، وارد دار انتقام شود وَ الْعَصْرِ^ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ [١].
چه خسرانى بالاتر از آنكه سرمايه سعادت ابدى را در شقاوت ابدى خرج كند و مايه حيات و نجات، در هلاكت و فناىِ خود به كار اندازد و تا آخر عمر از غفلت و مستى به خود نيايد.
[١] «سوگند به زمان، كه همانا انسان در خُسران است». (العصر (١٠٣): ١- ٢)