موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٨ - فصل چهارم موعظت در اين باب
كن و دست تمسّك به حبل اللَّه متينِ الهى و دامن اولياء خدا زن! پيغمبر خدا اين دو نعمت بزرگ را براى ما گذاشت [١] كه به واسطه تمسّك به آنها از اين گودال ظلمانى طبيعت، خود را نجات دهيم و از اين زنجيرها و غلها خلاصى پيدا كنيم و به سيره انبياء و اولياء متّصف شويم.
چه شد كه علوم انبياء و اولياء، هر روز ما را از خدا دور و از حزب عقل بعيد مىكند و به شيطان و حزب جهل نزديك مىكند؟ پس بايد كى به فكر اصلاح افتاد؟
طالب علم شدى و از آن تجاوز كردى عالم شدى، به مسند فقاهت و فلسفه و حديث و مانند اينها نشستى و خود را اصلاح نكردى! پس بايد چه وقت يك قدم براى خدا برداشت؟ اينها همه دنيا بود، و تو را به دنيا نزديك كرد و از خدا و آخرت دور كرد و علاقه به دنيا و طبيعت را در دل تو زياد كرد، أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِ [٢]. اينها كه ذكر شد، حال علماء است.
و اما اهل عمل و زهّاد و عبّاد، آنها نيز بايد از احوال نفوس خود تفتيش و رسيدگى كنند، ببينند پس از پنجاه سال عبادت و زهد، در قلوب آنها از آن، چه
[١] «اشاره است به حديث متواتر «ثقلين» كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است. (الكافي، ج ١، ص ٢٩٤، «كتاب الحجَّة»، «باب الإشارة و النصّ على أمير المؤمنين عليه السلام»، حديث ٣، و ج ٢، ص ٤١٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب أدنى ما يكون به العبد مؤمناً أو كافراً»، حديث ١؛ صحيح مُسلم، ج ٥، ص ٢٦، «باب فضائل عليّ عليه السلام»، حديث ٣٦؛ المسند، أحمد بن حنبل، ج ١٠، ص ٥٩، حديث ١١٠٧٣)
[٢] «آيا براى مؤمنان، وقت آن نرسيده است كه دلهاى ايشان براى ياد خدا، و سخن حقّىكه نازل شده است، خاشع شود؟». (الحديد (٥٧): ١٦)