موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٥ - فصل پنجم در بيان آنكه «زهد» از فطريات و لوازم فطرت مخموره است، و «رغبت» از لوازم احتجاب فطرت است
گمراه و از وصول به نتيجه انسانيت و برخوردارى از ثمره شجره ولايت، محروم و محجوب شود.
و چون انسان اين مطلب را دريافت و با عين انصاف و چشم بصيرت به اول و آخر امر خود نظر كرد، بر خود حتم و لازم شمارد كه حتى الإمكان اين خار طريق [را] كه اسم آن محبّت و رغبت به دنيا و مال و منال آن است از سر راه سلوك خود بردارد و اين خطيئه مهلكه را كه رأس هر خطيئه است [١] و امِّ هر مرض است از خانه قلب خود دور كند و اين خانه را كه منزلگاه محبوب و محل تجلّى مطلوب است از قذارت پاك، و از جنود ابليس و شرك شيطان تطهير كند و دست غاصبانه ديو پليد را از خانه خدا كوتاه، و بتها را از طاق و رواق آن فروريزد تا صاحبخانه به منزل خود عنايت پيدا كند و از جلوههاى خود آن را روشنى دهد.
بار خدايا! ما در دامهاى پرپيچوخم نفس و شيطان مبتلاييم و از اين دشمن قوىپنجه راه گريزى نداريم و تاب مقاومت و جدال با او را نداريم؛ از هر دامى گريزان شويم، به دامهاى دقيقتر و محكمترى دچار شويم، مگر لطف بىمنتهاى تو از ما دستگيرى كند و به سعادت و خير مطلق رساند و از اين چاه ظلمانىِ طبيعت و هوى برهاند.
يا سَيِّدي! ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ [٢].
[١] اقتباس است از اين حديث شريف: «حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ». (الكافي، ج ٢، ص ٣١٧، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب حُبِّ الدُّنيا و الحرص عليها»، حديث ٨)
[٢] «اى آقاى من؛ رحم كن بر كسى كه سرمايهاش اميد، و سِلاحش گريه است». (إقبال الأعمال، ص ٢٢٤، دعاى كُمَيْل)