موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٤ - فصل پنجم در بيان آنكه «زهد» از فطريات و لوازم فطرت مخموره است، و «رغبت» از لوازم احتجاب فطرت است
حديث قدسى است: «يابْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الأشْياءَ لِأَجْلِكَ وَخَلَقْتُكَ لِأَجْلي» [١]، و در قرآن شريف و احاديث شريفه به اين معنا اشارت بسيار است [٢]. از اين جهت، در جعل الهى تكوينى، او را مفطور به اين دو فطرت فرموده كه با يكى، از ماسوى منقطع، و به ديگرى به جمال جميل واصل گردد، و تمام فطريات كه در انسان است، راجع به اين دو فطرت و از شعب آنهاست، و نظام احكام شريعت مطهّره الهيه مطلقاً بر طبق همين نقشه فطرت است.
پس زهد كه عبارت از تنفر از نقص است و اعراض از غير حق، به فطرت مخموره مفطوره راجع است و از احكام فرعيه فطرت اللَّه است. چنانچه رغبت به غير حق- هر چه باشد- به واسطه احتجاب فطرت است؛ زيرا كه فطرت پس از احتجاب به حُجب طبيعت مثلًا، محبوب خود را اشتباهاً در شعبهاى از شعبههاى طبيعت گمان كند و علاقه محبّت خود را به آن پيوند نمايد و دلبستگى به آن پيدا كند؛ پس، از جمال جميل بازماند و از لقاء اللَّه محروم و محجوب شود.
پس زهد حقيقى، از بزرگترين جنود عقل و رحمان است كه انسان به واسطه آن، پرواز به عالم قدس و طهارت كند و رخت از عالم به كلّى بربندد و كمال انقطاع الى اللَّه براى او حاصل شود. چنانچه رغبت به دنيا و زخارف آن و توجه و محبّت به زينتهاى آن، بزرگترين جند ابليس و جهل است و از دقيقترين دامهاى نفس است كه به واسطه آن، انسان به دام بلا مبتلا و از راه هدايت و رشد
[١] «اى فرزند آدم؛ همه چيز را براى تو خلق كردم، و تو را براى خودم آفريدم». (الجواهرالسنيّة، ص ٣٦١، علم اليقين، ج ١، ص ٣٨١)
[٢] ر. ك: صفحه ٨٠.