موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٨ - فصل چهارم موعظت براى اصلاح نفس
انسان اگر از طريق مستقيم منحرف شد، در هر بابى از ابواب بهيميت و سَبُعيت و شيطنت از ساير بهائم و سباع و شياطين جلو مىافتد؛ زيرا كه از براى قواى او سِمَت اطلاق است و ديگر موجودات محدود و مقيّدند، شهوت بهيمى او آخر ندارد، آتش غضب او عالمسوز است، شيطنت و روباهبازى او اهل عالم را بدبخت و بيچاره مىكند.
عزيزا! اين آيات الهيه و تعاليم ربانيه، براى بيداركردن ما بيچارههاى خواب، و هشيارنمودن ما سرمستان غافل آمده. اين قصص قرآنيه كه حاصل معارف تمام انبياء، و خلاصه سير و رشد همه اولياء و بيان درد و درمان هر عيب و مرض نفسانى و نور هدايت طريق الهى و انسانى است، براى قصهگفتن و تاريخ عالم نيامده؛ مقصود از آنها با آن همه تشريفات در تنزيل و نزول، بيان تاريخ گذشتگان نيست براى صرف اطلاع و تاريخدانى.
مقصود خدا را، از مقصد مسعودى [١] و طبرى [٢] و امثال آنها تميز بده و به نظر
[١] ابو الحسين على بن حسين مسعودى، مورّخ بزرگ أوايل قرن چهارم هجرى است. وىامامى مذهب و از أولاد صحابى مشهور عبداللَّه بن مسعود بوده، لذا به مسعودى شهرت يافته است. او اهل سير و سياحت بوده و به شرق و غرب سفر كرده، و سرانجام در سال ٣٤٥ يا ٣٤٦ ق در فُسطاط مصر از دنيا رفته است. آثارى كه از مسعودى باقىمانده است عبارتند از: التنبيه و الاشراف، أخبار الزَّمان، إثبات الوصيَّة و از همه مشهورتر: مروج الذَّهب كه خلاصه دو كتاب أخبار الزَّمان أكبر و أوسط اوست. وى اين كتاب را در موضوعات تاريخ، جغرافياى أماكن، سرگذشت ملوك گذشته و أخبار و آثار آنها به رشته تحرير در آورده است. (ريحانة الأدب، ج ٥، ص ٣٠٧- ٣٠٩)
[٢] محمّد بن جرير بن غالب مُكنَّى به ابو جعفر و مشهور به طبرى، فقيه و دانشمند و مورّخ ايرانى است، كه در سال ٢٢٥ ق متولّد و در سال ٣١٠ از دنيا رفته است. وى در اكثر علوم داراى تأليفات بوده است، و آنچه از آثار وى بهجا مانده است، عبارتند از: أخبار الرُّسل و الملوك (مشهور به تاريخ طبرى)، جامع البيان في تفسير القرآن و اختلاف الفقهاءِ يا اختلاف العلماءِ. (ريحانة الأدب، ج ٤، ص ٤٢- ٤٣)