موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣١ - فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
توحيد است و محفوف و محدود به آن است، و شايد به حسب اختلاف درجات هر يك از دو معنا درست باشد.
و هم در مستدرك از ابوذر- رحمه اللَّه- روايت نموده:
قالَ: قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللَّه عليه وآله: «يا أباذَرّ! إنْ سَرَّكَ أنْ تَكُونَ أقْوَى النّاسِ، فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» [١] الحديث.
وَفِيْهِ عَنِ النَّبِيِّ- صلّى اللَّه عليه وآله- قالَ: «مَنْ أحَبَّ أنْ يَكُونَ أتْقَى النّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» [٢].
وَفِيْهِ: «وَسَألَ النَّبِيُّ- صلّى اللَّه عليه وآله- جَبْرَئِيلَ عَنْ تَفْسيرِ التَّوَكُّلِ فَقالَ: الْيَأْسُ مِنَ الْمَخْلُوقينَ، وَأنْ يَعْلَمَ أنَّ الْمَخْلُوقَ لا يَضُرُّ وَلا يَنْفَعُ وَلا يُعْطِي وَلا يَمْنَعُ» [٣].
و اين تفسير به يكى از لوازم ذهنى توكّل است كه از مقدمات حصول آن نيز هست خارجاً؛ به اين معنا كه انسان تا ترك توجه به مخلوق نكند و سفر از منزل طبيعت و كثرت نكند، توجه به حق در قلبش محكم نشود و به منزل روحانيت و وحدت واصل نشود.
[١] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «اى اباذر اگر خوش دارى كه قوىترين مردم باشى، پس بر خدا توكّل كن». (مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٢١٦، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس»، باب ١١، حديث ٣)
[٢] در كتاب مستدرك الوسائل از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند: «كسى كه دوست دارد پرهيزكارترين مردم باشد، مىبايست كه بر خدا توكّل كند». (مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٢١٧، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس»، باب ١١، حديث ٦)
[٣] پيامبر صلى الله عليه و آله از جبرئيل از تفسير توكّل پرسش كردند، پس جبرئيل گفت: [توكّل] يأس از آفريدگان است، و اينكه انسان بداند كه مخلوق نه ضررى مىرساند و نه نفعى، و نه عطا مىكند و مىبخشد و نه منع مىكند و محروم مىدارد». (مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٢١٨، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس»، باب ١١، حديث ١٣)