موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٠ - فصل دوم در بيان دخالت رفق در امور انسان
- عليه السلام- وقتى مىخواست از حضرت موسى- عليه السلام- مفارقت كند، آخر كلامش اين بود كه: «سرزنش و تعيير مكن البته كسى را به گناهى، و محبوبترين امور نزد خداى تعالى سه چيز است: ميانهروى و اقتصاد در وقتِ بىنيازى و دستبازى، و ديگر: عفو و بخشش در حال قدرت، و سوم: رفق و مدارا با بندگان خدا، و هيچكس رفق نكند با كسى در دنيا مگر آنكه مرافقت كند خداى تعالى با او در آخرت، و رأس حكمت، ترس از خداى عزّ وجلّ است» [١].
و در باب ارتياض نفس و سلوك راه حق نيز رفق و مدارا با نَفس، از مهمّات بهشمار مىرود، و چه بسا كه سختگيرى بر نفس، خصوصاً در اوائل امر و خصوصاً براى جوانها، اسباب تنفّر نفس از ارتياض و سلوك شود، و از زير بار حق فرار كند.
و خيلى اتفاق افتاده كه جوانهاى نورس بعد از چندى اشتغال شديد و مواظبت كامل در مستحبّات، به كلّى منحرف شدند و لايبالى به دين گرديدند، و در روايات شريفه اشاره به بسيارى از اين امور كه مذكور شد هست [٢]، و پس از اين انْ شاءَ اللَّه بعضى از آنها را مذكور مىداريم.
[١] متن اين حديث كه از امام سجّاد عليه السلام نقل شده، چنين است:
«كانَ آخِرُ ما أوْصى بِهِ الخِضْرُ مُوسى بْنَ عِمْرانَ عليه السلام أنْ قالَ لَهُ: لا تُعَيِّرَنَّ أحَدَاً بِذَنْبٍ، وَإنَّ أحَبَّ الامُورِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ ثَلاثَةٌ: القَصْدُ فِي الجِدَةِ، وَالعَفْوُ فِي المَقْدِرَةِ، وَالرِّفْقُ بِعِبادِ اللّهِ، وَما رَفَقَ أحَدٌ بِأحَدٍ فِي الدُّنْيا إلَّارَفَقَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ يَوْمَ القِيَامَةِ، وَرَأْسُ الحِكْمَةِ مَخافَةُ اللّهِ تَبارَكَ وَتَعالى». (الخصال، ج ١، ص ١١١، حديث ٨٣)
[٢] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ٨٦، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الاقتصاد في العبادة».