موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٦ - فصل دوم در بيان فرق مابين رجاء و غرور است
غيبيه افعال و لوازم ملكوتيه صفات نفس است، و از اين جهت، آثار اين دو نيز مختلف است؛ زيرا كه كسى كه معرفت به سعه رحمت و بسط نعمت حق و ايمان به آن دارد، حالت رجاء براى او دست داده، همين معرفت او را به تزكيه اعمال و تصفيه اخلاق و جدّيت در اطاعت اوامر مولى و ولىّ النِعَم دعوت كند، و كسى كه صاحب غرور است، در دام شيطان و نفس امّاره، از كسب معارف و تحصيل اخلاق كريمانه و اعمال صالحه بازماند.
نفوس راجيه در عين حال كه به همهطور قيام به امر مىكنند، نقطه اتّكاء آنها به اعمال و احوال خود نيست؛ زيرا كه آنها عظمت حق را دريافتند و مىدانند در مقابل عظمت حق، هر چيزى كوچك و هر كمالى بىمقدار است و در پيشگاه جلالت كبرياى او، همه اعمال صالحه به پشيزى نيرزد؛ اتكاء آنها به رحمت و بسط فيض ذات مقدّس است.
ولى نفوس مغروره، از همه كمالات بازمانند و خود را در صف اراذل حيوانات منسلك كنند، و از حق تعالى و رحمت او، غافل و روبرگرداناند و به صرف لقلقه لسان مىگويند: خدا أرحَمُ الراحمين است و خدا بزرگ است.
شيطان آنها را وادار كند به معاصى كبيره و ترك واجبات عظيمه و به آنها تلقين كند كه در مقام عذر بگويند: خدا بزرگ است؛ در صورتى كه اگر ذرّهاى از عظمت خداوند- تبارك و تعالى- را دريافته بودند، ممكن نبود در محضر او و حضور او، با نعمت او مخالفت او كنند.
اينان خداوند را به عظمت و بزرگى ياد كنند و سعه رحمت حق را به رخ خود و ديگران بكشند، ولى افعال و اعمال آنها شباهت ندارد به كسى كه از عظمت حق، جلوهاى در قلب او حاصل باشد و از سعه رحمت حق تعالى، پرتوى در لوح نفس آنها نور افكنده باشد.