موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٠ - فصل دوم در بيان آنكه علم از افضل فضائل است
شريفه زيادتر بود، به مقام مقدّس حق و مرتبه قدس واجبى نزديكتر است؛ بلكه علم و وجود، مساوق هستند، و هر جا شعاع هستى افتاده، به همان اندازه شعاع نور علم افتاده است. از اين جهت، خلوّ از تمام حقيقت علم، خلوّ از تمام حقيقت وجود است، و خالى از آن، معدوم مطلق است.
و اين مطلب، به برهان متين پيوسته است كه دار وجود، دار علم است، و ذرّه [اى] از موجودات حتى جمادات و نباتات خالى از علم نيستند و به اندازه حظّ وجودى، حظّ از علم دارند [١]. گرچه از بعض اكابر فلاسفه در باب «اتحاد عاقل و معقول» ظاهر شود كه عالم طبيعت و مادّه، خالى از عالميت و معلوميت است [٢]، به بيانى كه پيش ما تمام نيست، و ما به برهان لمّى متين، اثبات اين مطلب را- كه از شؤون توحيد است في الحقيقه- به ثبوت رسانديم [٣]، و حق- تبارك و تعالى- در قرآن شريف به اين مطلب، بسيار اعتناء فرموده و در بسيارى آيات، صراحتاً اعلان علمِ موجودات و تسبيحِ آنها را از ذات مقدّس حق، فرموده [٤]، و محجوبان، چون اين مطلب را به وجدان يا برهان درنيافتهاند، تسبيح را به تسبيح تكوينى حمل كردند [٥]، با آنكه تسبيح تكوين، تسبيح
[١] الحكمة المتعالية، ج ١، ص ١١٨، و ج ٧، ص ١٥٣.
[٢] الإشارات و التنبيهات، شرح محقق طوسى، ج ٣، ص ٢٩٢؛ الشفاء، علم النفس، ص ٢١٢، فصل ٦، مقاله ٥.
[٣] شرح چهل حديث (اربعين حديث)، امام خمينى قدس سره، ص ٣١٤، ٤٥٧ و ٧٢٥.
[٤] ر. ك: الحديد (٥٧): ١؛ الحشر (٥٩): ١؛ الصفّ (٦١): ١؛ الإسراء (١٧): ٤٤؛ الرعد (١٣): ١٣؛ النور (٢٤): ٤١ و ....
[٥] الكشّاف، ج ٢، ص ٦١٩- ٦٢٠؛ التفسير الكبير، ج ٢٩، ص ٢٠٦- ٢٠٧؛ مجمع البيان، ج ٦، ص ٦٤٤.