موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٨ - فصل دوم در اركان توكل است
چه بسا فيلسوف قوىُّ البرهانى كه با علم برهانى بحثى اثبات نموده احاطه علمىِ حق تعالى را به جميع ذرات وجود، و تمام نشآت غيب و شهادت را حاضر در محضر حق تعالى مىداند، و تجرّد تامّ حق را به جميع انواع تجرّد و احاطه قيّومى ذات مقدس را با براهين متقنه قطعيه ثابت مىنمايد، ولى اين علم قطعى در او اثر نمىكند بهطورى كه اگر در خلوتى مثلًا به معصيتى اشتغال داشته باشد، با آمدن طفل مميّزى حيا نموده و از عمل قبيح منصرف مىشود، و علمش به حضور حق، بلكه حضور ملائكة اللَّه، بلكه احاطه اولياء كمّل- كه همه در تحت ميزان برهانى علمى است- براى او حيا از محضر اين مقدّسين نمىآورد و او را از قبايح اعمال منصرف نمىكند، با آنكه حفظ محضر و احترام حاضر و احترام عظيم و احترام منعم و احترام كامل، همه از فطريات عائله انسانى است. اين نيست جز آنكه علوم رسميه برهانيه از حظوظ عقل هستند و از آنها كيفيت و حالى حاصل نشود.
و همينطور، چه بسا حكيم عظيم الشأنى كه عمر خود را در اثبات سعه احاطه قدرت الهى صرف كرده و مفاد «لا مؤثّر في الوجود إلّااللَّه» را به برهان علمى قطعى ثابت نموده و دست تصرف موجودات عاليه و دانيه و قواى غيب و شهادت را از مملكت وجود- كه خاصّ ذات مقدس مالك او است- كوتاه نموده و همه عالم را به عجز و نياز در درگاه مقدّس حق ستوده و حقيقت يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ [١] را به برهان بحثى مشّائى دريافته و توحيد افعالى را در تحت موازين علميه درآورده، با همه وصف، خود طلب
[١] «اى مردم، شما به خداوند نيازمند هستيد، و خداست كه بىنياز ستوده است». (فاطر (٣٥): ١٥)