یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٨٢
نفسانی و روحی خود را بالفعل دارد مانند صفات جسمانی، یعنی تنها انسان است که از لحاظ روحی یک مرحله از جسم عقب است، نشئه دنیویه بدن وی عیناً نشئه رحِم روح وی است. حیوانات صفات خود را بالفعل دارند؛ آن که حریص است حریص به دنیا آمده و آن که اهل ایثار است اهل ایثار و آن که باوفاست باوفا و آن که متکبر است متکبر و آن که بیرحم است بیرحم و آن که مهربان است مهربان، و لهذا کمتر قابل تغییر و تبدیل است، برخلاف انسان و لهذا [انسان] بیشتر نقش تربیت را میپذیرد و تابع بذری است که در زمینه روح وی کاشته شده باشد: خلق الانسان ضعیفاً، هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی که بالقوه است.
٧. تفاوت طبایع حیوانات تابع تفاوت احتیاجات و ساختمانهای آنهاست، یعنی هر صفت آنها همان است که برای حیات آنها ضرورت دارد و آنها را به کمالشان میرساند و لهذا در آنها عیب نیست، «از شیر حمله خوش بود و از غزال رم»، از سگ وفا و از گربه بی وفایی خوب است. پس هر حیوانی به همان خُلقی مجهز است که به آن احتیاج دارد.
٨. انسان به خُلقی نیازمند است که او را به سعادت وی برساند و برای حیات وی به همه شئون ضرورت دارد ولی این تفاوت هست که- همانطور که گفته شد- بالفعل واجد خُلق ضروری خود نیست، او را باید کسب کند و از قوه به فعلیت برساند و متکوّن کند. اینجاست که عقل و دین و تعلیم و تربیت و فرهنگ به عنوان راهنمایی، و اراده شخصی به عنوان قوه مجریه پا به میان میگذارند و آنجا که در طبیعت کوتاهی شده تکمیل و تتمیم میکنند، چون بشر فوق طبیعتِ لایشعر است. بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.
٩. رمز اینکه انسانها در هر صفتی بین افراط و تفریطاند همین است که در حالی شبیه به رحِم میباشند و خودشان قوه مصوّره خودشان هستند، یکی در منتهای جود و یکی در منتهای بخل، یکی در منتهای شجاعت و یکی در منتهای جبن، یکی عفیف و یکی هرزه،