یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٨١
محیط و تعلیم و تربیت است. به عبارت فیلسوفانه، انسان از لحاظ شکل جسمی، بالفعل و از لحاظ شکل و قیافه روحی بالقوه به دنیا میآید، به عبارت دیگر از لحاظ شخصْ بالفعل و از لحاظ شخصیتْ بالقوه است [١] و [٢] و این خود اوست که باید خود را بسازد و این خود اوست که باید مهندس شخص خود و معمار شخصیت خود و طبیب نفس خود بوده باشد، خود اوست که باید کار ملَک مصوِّر را انجام دهد: هو الذی یصوّرکم فی الارحام کیف یشاء (بحث در قوه مصوّره از لحاظ فلسفی که در اسفار ج ٤ ص ... و در کتب جنین شناسی آمده است). انسان از لحاظ روحی یک مرحله نسبت به جسم خود عقبتر است [٣]، یعنی از لحاظ روحی در این دنیا مرحله رحِم را طی میکند.
منسوب است به حضرت مسیح که فرمود: لن یلج ملکوت السموات من لم یولد مرّتین.
در این مرحله قلم به دست خود انسان است که قیافه شخص خودش را رسم کند و به قول ژان پل سارتر انسان خودش ماهیت خودش را انتخاب میکند، گو اینکه تعبیر به «ماهیت انتخاب کردن» با ماتریالیسم سازگار نیست، زیرا ماهیت انسان همان ترکیب مادی اوست که بعد انتخاب شده است، منتها با اصول الهی صدرایی سازگار است.
٦. این تفاوت بین انسان و حیوان هست که حیوان صفات
[١]. برخلاف نظر معروف افلاطون که میگوید: روح، بالفعل و کامل در عالم ارواح بوده و بعد به بدن تعلق پیدا کرده. انسان، هم از لحاظ دستگاه علمی و فکری و هم از لحاظ دستگاه ارادی و اخلاقی بالقوه است. و اللَّه اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاً و جعل لکم السمع و الابصار و الافئدة لعلکم تشکرون، العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر.[٢]. در اینجا از آنچه در ورقههای تعلیم و تربیت راجع به ماده خام و ماده قابل استفاده گفتهایم، استفاده شود.[٣]. و به عبارت دیگر انسان دو مرحله دارد: مرحله خَلق و مرحله خُلق. خُلق یک مرحله از خَلق عقبتر است و به عبارت دیگر شخص غیر از شخصیت است. هرکسی شخص به دنیا میآید و شخصیتش در دنیا درست میشود.