یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٨ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣٠٧
بحث فلسفی مجله انترناسیونالیست.
البته از نظر مارکسیسم چون اخلاق بیانگر منافع است، در جامعه بی طبقه برای آن جامعه عام است و اگر همه بشریت کمونیست بشود امکان یک اخلاق عام هست، اما در جامعه طبقاتی امکان یک اخلاق عام یا ایدئولوژی عام نیست و بیمعنی است. یعنی هیچ وقت در گذشته یک اخلاق عام انسانی وجود نداشته و امکان نداشته وجود داشته باشد، بلکه همه تئوریهای اخلاقی ماهیت طبقاتی داشته و به سود طبقه معین وضع شده و طبقه معین هم قهراً آن را پذیرفته است، زیرا وقتی که اخلاق تابع عوامل اقتصادی بود و وضع اقتصادی هر طبقه با طبقه دیگر متفاوت است و قهراً جهانی که هر طبقه میبیند با جهانی که طبقه دیگر میبیند دو جهان است و هر کدام با یک عینک جهان را میبینند، پس هر تئوری اخلاقی یک ریشه طبقاتی دارد. از این رو دورههای تاریخی بشر از نظر اقتصادی به دنبال خود دورههای تاریخی از نظر اخلاق آورده است. دوره اشتراکی، برده داری، ارباب رعیتی و فئودالی، بورژوازی، سرمایه داری، سوسیالیستی هر کدام به نوبه خود اخلاق اشتراکی، برده داری، فئودالی، بورژوازی، سرمایه داری، سوسیالیستی به دنبال خود آورده است. همیشه اخلاق نو با اخلاق کهنه در جنگ و ستیز بوده است.
اصل مستقل نبودن و هم اصل جاودانه نبودن و اصل طبقاتی بودن و عام نبودن از نظر مارکسیسم اختصاص به اخلاق ندارد، شامل علم، فلسفه، مذهب و هنر هم میشود [١] و دو اصل جاودانه نبودن و عام نبودن احیاناً با اصل نسبی بودن بیان میشود در مقابل مطلق بودن. طرفداران جاودانه بودن و عام و انسانی و فطری بودن اخلاق را مارکسیستها «مطلق گرا» میخوانند.
پس خلاصه این شد که تئوری فلسفی مارکسیسم درباره اخلاق و سایر معنویات عبارت است از:
[١]. رجوع شود به بحث فلسفی مجله انترناسیونالیست.