یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - ریشه اخلاق جنسی قدیم - آیا مالکیت منشأ پیدایش عفت و احترام بکارت است؟
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٤٥
دختر سبب استفاده پدر گردید، در نتیجه دور ماندن زن از مرد و مجبور بودن به حفظ بکارت این حس در وی ایجاد گردید که باید عفت خود را حفظ کند.
ریشه عفت مملوکیت است
این نکته را باید افزود که در دستگاه ازدواج به وسیله خریداری همسر، زن خود را اخلاقاً موظف میداند که از هر رابطه جنسی که از آن به شوهر وی نفعی نمیرسد خودداری کند و از همین جا احساس حیا و عفت پیدا میشود.
علل سه گانه در ریشه حیا
در اینجا سه منشأ برای احساس حیا ذکر شده:
حس تنفر از خود و خود- کم بینی
الف. ممنوع بودن از نزدیکی با زن در ایام حیض و احساس پلیدی زن از این نظر که حائض میشود، پس احساس حیا ناشی از احساس پلیدی خود و احساس تنفر از خود است.
تلقین در ضمیر باطن
ب. مملوک پدر شدن و ارزش یافتن بکارت برای مالک آینده سبب شد که زن از مرد دور بماند و این حس در ضمیر او پیدا شود که باید و وظیفه دارد عفت خود را حفظ کند. خودِ دور ماندن از مرد و تلقین وظیفه سبب شد که حالت حیا در وی پیدا شود.
ج. احساس اخلاقی زن در خانه مرد که چون مملوک است از هر کاری که به مالک او نفعی نرسد باید خودداری کند [١].
چیزی که در بیان آقای ویل دورانت وجود ندارد این است که همان اثری که بر حیا مترتب است و خود ویل دورانت هم قبول دارد، هدف طبیعت باشد، یعنی این که زن خود را از ابتذال حفظ کند و موضوع انتخاب اصلح در انتخاب شوهران پیش آید و در مرد عاطفه عشق که باید با محرومیت توأم باشد به وجود آید و بالاخره زن عالیترین مقامات را در قلب مرد برای خود تأمین کند. این یکی از آثار خارج شدن اصل علیت غایی از فلسفه اروپایی است.
فلسفه حیا از نظر ما
ما ثابت کردهایم که اساساً تکامل بدون دخالت اصل علیت غایی
[١]. در ص ٢٤٨ علت چهارمی نیز از آنها نقل کردهایم و آن چشیدن مجازاتهاست.