یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٠٠
چون سبب معلوم نبود مشکل است | داروی رنج و در آن صد محمل است | |
گفت با خود هستش اندر مغز و رگ | توی بر تو بوی آن سرگین سگ | |
تا میان اندر حدث او تا به شب | غرق دباغی است او روزی طلب | |
با حدث کرده است عادت سال و ماه | بوی عطرش لاجرم دارد تباه | |
پس چنین گفته است جالینوس مه | آنچه عادت داشت بیمار آنش ده | |
کز خلاف عادت است آن رنج او | پس دوای رنجش از معتاد جو | |
هم از آن سرگین سگ داروی اوست | که بدان او را همی معتاد و خوست | |
الخبیثات الخبیثین را بخوان | رو و پشت این سخن را باز دان | |
مر خبیثان را نسازد طیبات | در خور و لایق نباشدای ثقات | |
چون ز عطر وحی کژ گشتند و گم | بُد فغانشان که تطیرنا بکم | |
رنج و بیماری است ما را زین مقال | نیست نیکو وعظتان ما را به فال | |
گر بیاغازید نصحی آشکار | ما کنیم این دم شما را سنگسار | |
ما به لهو و لعب فربه گشتهایم | در نصیحت خویش را نسرشتهایم | |
هست قوت ما دروغ و لهو و لاغ | شورش معده است ما را زین بلاغ | |