یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - اخلاق - نظریه زیبایی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٠٦
ما فعلًا درباره تعریف زیبایی که چیست و از چه مقولهای است، کیفیت است، کمیت است، نسبت و اضافه است یا دربند هیچ کدام نیست و همه اینها هست (مثل وجود) بحثی نداریم؛ گفتهاند از اموری است که قابل تعریف نیست، یدرَک و لایوصَف است.
دیگر، آیا زیبایی تقدم دارد یا محبت؟ آیا محبت، زیبایی را خلق میکند یا زیبایی محبت را خلق میکند؟
زیبایی حسی (بصری، سمعی)، زیبایی ذهنی مانند ادبیات، شعر، نثر و بالاخره فصاحت و بلاغت، تأثیر زیبایی قرآن در حین توأم شدن با لطف قرائت، داستان ادیب پیشاوری.
میان زیبایی، جاذبه، عشق، حرکت، ستایش، تغزّل، تقدیس، فروتنی، پرستش رابطه است.
زیبایی معقول و نظریه حسن و قبح عقلی متکلمان، ایثار فی حد ذاته، عفو در عین قدرت، تن به ذلت ندادن، وفای به پیمان، استقامت و پایداری، انصاف دادن له دیگران علیه خود (داستان شیخ انصاری و سید العلماء).
افلاطون بازگشت اخلاق را به عدالت میداند و عدالت را تعادل یعنی تناسب میشمارد و تعادل و تناسب را امری عینی و حقیقی میشمارد.
تعریف عدالت از نظر افلاطون (صفحه ١٠٣).
لازمه سخن افلاطون این نیست که هر حقیقت علمی، امر اخلاقی باشد.
اشکال نظریه افلاطون این است که خوبی و بدی که او آنها را زیبایی عقلی میداند، اعتبار است، ارزش است، نه حقیقت عینی.
اخلاق - نظریه زیبایی
در ورقههای معیارهای اخلاقی گفتیم که برخی اخلاق را یا فعل اخلاقی را از مقوله زیبایی دانستهاند ولی البته زیبایی معقول نه