یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - اخلاق - نظریه زیبایی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٠٧
محسوس. افلاطون دو جهان «عینی و محسوس» و «معقول» قائل است و در وجود انسان و جامعه انسان نیز ایندو را قائل است. مثلًا متکلمین و فقهای اسلامی- البته عدلیه- که معتقد به حسن و قبح ذاتی افعال هستند، معتقدند که پارهای از کارها ذاتاً نیک است یعنی حَسَن و زیباست، مقبول و مطبوع است، اما مقبول و مطبوع عقل [١]، همچنان که افلاطون به شخصیت انسان توجه دارد و معتقد است که ملکات متعادله اخلاقی مستلزم حسن و زیبایی روح است. پس اینجا دو نظریه است: نظریه زیبایی و مقبولی کار، و البته کار زیبا از روح زیبا صادر میشود به نحو استدلال از معلول به علت (برهان انّ)، و نظریه زیبایی روح و اثر شیء زیبا زیباست، ظلّ زیبا قهراً زیباست، به نحو استدلال از علت به معلول (برهان لِمّ). برای هر نظریه، یکی پایه استدلال بر زیبایی دیگری است.
در اینجا لازم است بحثی درباره مراتب زیبایی بشود، که جمال نظیر قدرت و علم و حیات است که در همه موجودات وجود دارد و لااقل در همه مراتب، بخشی از موجودات آن مرتبه، از آن بهره مند است. زیبایی جمادات مانند کوه، دریا، افق، آسمان، الماس، طلا و غیره؛ نباتات مانند همه یا بسیاری از گلها و درختها، جنگلها، باغها و سبزهها. حیوانات نیز همه زیبا و برخی زیباترند مثل طاووس و اسب؛ انسانها نیز، و بلکه زشتی، زیبایی کم است و با مقایسه با زیبایی بیشتر زشتی نامیده میشود. بنا بر بعضی فلسفهها وجود و هستی مساوی کمال و جمال است و هرچه وجود شدیدتر و از عدم دورتر، کاملتر و جمیلتر است (طبق این نظریه یک شیء بسیط نیز میتواند جمیل باشد، همچنان که نظریه فعل زیبا نیز بر همین اساس است).
ما فعلًا به این مطلب کار نداریم، زیبایی را در یک «کل» مورد مطالعه قرار میدهیم؛ یعنی یک مفرد و بسیط نه زشت است و نه زیبا، یک کل و یک مجموعه است که گاهی زشت است و گاهی زیبا.
[١]. بلکه مکشوف عقل. معلوم نیست که افلاطون برای عقل انجذاب قائل باشد.