مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٨ - سؤالاتی راجع به عنصر سوم « ذره بی انتها »
میکروسکپ ببینید؟ یا اینکه نه، این خودش یک استدلال روشنی است. شما الآن به حیات به عنوان یک نیرو و شیئی که مبدأ این آثار و خواص است اعتقاد دارید، در صورتی که خود حیات را علم چطور میتواند اثبات کند؟
علم فقط یک سلسله آثار میبیند و اگر علم نخواهد از حدود حس تجاوز کند، بیانش در مسائل فوقالعاده محدود میشود. اگر علم بخواهد به محسوسات و تجربیاتش قناعت کند، اول چیزی که نباید حرفش را بزند مسأله علیت و معلولیت است. علیت و معلولیت پیوندی است که الآن علما آن را قبول دارند. علیت و معلولیت پیوند تأثیر و تأثر است به معنای اینکه [شیء] دوم که نامش معلول است وابستگی واقعی وجودی دارد با علت خودش به طوری که اگر علتش نباشد محال است موجود شود، و حال آنکه آنچه علم سراغ دارد یا تقارن است و یا تعاقب و توالی. ما همیشه آنچه که دیدهایم و آزمایش کردهایم توالی یا تعاقب دو حادثه بوده است، ولی مسأله وابستگی که در باب علت و معلول قائل هستیم، اصلا یک مفهوم غیرمحسوس است. این وابستگی با اینکه یک خاصیت مجرّد ماوراءالطبیعی نیست ولی یک خاصیت محسوس هم نیست و ما قبولش کردهایم.
شما مسأله قوه و نیرو را قبول کردهاید. ما هم اینجا بیش از این نمیگوییم. میگویید تعریف؛ ما که تعریف نکردیم و نخواستیم تعریف کنیم. تعریف کردن اشیاء واقعا کار بسیار سختی است و به عقیده بعضی قدما محال است بتوانیم اشیاء را تعریف حقیقی بکنیم، ولی وجود اشیاء را بدون اینکه بتوانیم تعریف کنیم، از روی آثارشان کشف میکنیم. این دیگر عادیترین و طبیعیترین چیزی است که علوم هم قبول میکنند. شما نیروی برق را میتوانید تعریف کنید؟! شک هم در وجودش ندارید. احدی تا حالا نتوانسته نیروی برق را تعریف کند یا مدعی تعریفش باشد و یا در مقام تعریفش باشد. و حتی آیا تاکنون کسی توانسته خودِ نیروی برق را به صورت یک امر جدای از ماده بررسی کند؟ یا هرچه بررسی شده روی آثارش شده است، ولی آثارش که بررسی شده، علم به وجود چنین نیرویی یقین پیدا کرده است. شما اگر ایرادی دارید، باید در این بررسیها ایراد داشته باشید که این بررسیها بررسیهای ناقصی است یا کامل. اگر گفتید این مقدار بررسی از نظر علمی کافی نیست که وجود یک نیروی آنچنانی را ثابت کند، این یک حرفی است. اما شما اگر بررسی را بررسی کاملی بدانید، نمیتوانید بگویید علم به وجود چنین چیزی اقرار ندارد یا ما نمیتوانیم چنین چیزی را تعریف کنیم؛ [به عبارت دیگر اینها به مدعای ما ضرر نمیرساند.] ما خودِ خدا را هم نمیتوانیم تعریف کنیم؛ مگر خدا قابل تعریف است؟!
درباره مسأله تکامل، من عرض کردم که تکامل یک نطفه در جنین همان اندازه دلیل است که تکامل انواع در طول میلیونها و میلیاردها سال؛ یعنی، اینکه یک سلول از آن حالت تک سلولی