مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١ - توصیفات خدا به عظمت و جلال در قرآن
استاد: عمده، این قسمت دوم بیان جنابعالی است. در قسمت اول فرمودید هر پیغمبری را به یک عنوانی خواندهاند: خلیل اللَّه، کلیم اللَّه، حبیباللَّه. ولی در قسمت دوم هدفتان این بود که شاید اینها که عیسی را ابن اللَّه میگویند نوعی مَجازگویی است. اصلا لزومی نداشت که شما آن مطلب را مقدمه ذکر کنید. «خلیلاللَّه» میگوییم یعنی دوست خدا. آن اصلا مجاز هم نیست. یا میگوییم «روحاللَّه» به اعتبار اینکه خداوند به تعبیر قرآن از روح خودش در آن دمید که فرزند شد. همین طور «حبیباللَّه». تقریر بهتر این بود که شما میگفتید شاید کسانی که میگویند «عیسی پسر خداست» نمیخواهند واقعا قائل باشند که عیسی پسر خداست، خواستهاند مجازی بگویند یعنی خواستهاند بگویند که این قدر به خدا نزدیک است که یک پسر به پدرش نزدیک است. در اینکه خود حضرت عیسای مسیح چنین چیزی نگفته است شکی نیست. اصلا عقیده ما مسلمانها و نصّ قرآن کریم این است که عیسی مردم را به یگانهپرستی و خداپرستی دعوت کرده و خودش را فقط بنده خدا معرفی کرده است. در این بحثی نیست، صحبت در این است که این کلمه «ابناللَّه» که اینها میگویند، چه میگویند؟ وقتی که ما به معتقدین به «ابناللَّه» مراجعه میکنیم میبینیم این مطلبی را که شما میگویید نمیگویند. شما هنوز هم در تعبیرات مسیحیها میبینید میگویند «خدای ما مسیح». پدر و پسر و روحالقدس را در عین اینکه سه چیز میدانند یکی هم میدانند: خدای ما به آسمان رفت و خدای ما از آسمان خواهد آمد، خدای ما مسیح. قرآن که در آن زمان با این صراحت این را نفی کرد، خود مسیحیهای آن وقت نگفتند ما که واقعا به چنین مطلبی معتقد نیستیم، خودشان از خودشان دفاع نکردند چون واقعا به چنین چیزی معتقد بودند. نگفتند ما این تعبیر را که میگوییم مجاز را میگوییم، ما که نمیگوییم واقعا این پسر خداست. و در عصرهای بعد هم هر زمان علمای مسیحی آمدند با علمای مسلمین مباحثه کردند، از خدایی مسیح و از پسر خدا بودن مسیح یک قدم پایینتر نیامدند. در زمان ما ممکن است عدهای پیدا بشوند بگویند ما میگوییم پسر خدا ولی مقصودمان چیز دیگری است. بسیار خوب ما هم حرفی نداریم، در واقع بیایند حرف خودشان را پس بگیرند. ما خیلی خوشحال هم میشویم که عدهای بیایند حرف خودشان را پس بگیرند و بگویند ما دیگر اگر میگوییم «پسر خدا» یعنی محبوب خدا، مقصودمان بیش از این نیست. ما حرفی نداریم. ولی این عقیده در گذشته واقعا این جور نبوده. این دیگر متن کتابهای گذشته است، چه کتابهایی که خود آنها نوشتهاند و چه مناظراتی که مسلمین با آنها میکردهاند.
از جمله آن مناظره معروف حضرت رضاست در مجلس مأمون با جاثَلیق. (جاثلیق معرّب همین کاتولیک است؛ به آن عالِم میگفتند جاثلیق.) حضرت رضا با یک مهارتی از او یک اقراری گرفتند. چون او مدعی الوهیت مسیح بود، حضرت فرمود که حضرت مسیح بسیار پیغمبر خوبی بود، بسیار صفات خوبی داشت، بسیار چنین بود، یک عیب در کارش بود. [جاثلیق با خود گفت]