مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨١ - سؤالی از مهندس بازرگان
خلاصه یک یخچال و یک ماشین مُبرّد، عملی که انجام میدهد این است که مرتب حرارت از یک جسم سرد گرفته میشود- یا به اصطلاح، کارنو از یک منبع سرد گرفته میشود- و در یک منبع گرم ریخته میشود ... در اینجا یک عمل خلاف عادت و خلاف اصل آنتروپی صورت میگیرد و همان طور که شرودینگر میگوید در اینجا اگر ما موفق میشویم که یخ درست کنیم برای این است که از خارج یک انرژی میآید. حالا آن انرژی خارج همان موتور برق یخچال است یا در یخچالهای نفتی همان نفتی است که سوخته میشود، یعنی انرژی حرارتی یا انرژی الکتریکی میآید و این عمل انجام میگیرد. تا اینجا همان حرف شرودینگر است ...
اما مسأله اینجا تمام نمیشود. یخچال اگر میتواند این کار را برخلاف آنتروپی بکند، خود به خود نیست. اگر فرض کنید یک توربین هفتصد و پنجاه هزار کیلو واتی را هم بیاورند در این اتاق به کار بیندازند و تمام نیروهای انرژی زمین و تمام سانترالهای برق کار کنند، به اندازه یک انگشتدانه هم نمیتواند یخ درست کند. صرف اینکه انرژی به یک جایی القاء شود، این عملْ خلاف آنتروپی نیست بلکه برعکس، مرتب انرژی هدر میرود و مرتب آنتروپی بالا میرود؛ مرتب برقها میآید به صورت حرارت، صدا، نور و به صورتهای مختلف پخش میشود و از بین میرود. چه شده که این عمل صورت گرفته است؟ آن مغز مخترع این ماشین یخسازی و دست کارگری که آن را ساخته، طوری آن را ترتیب داده- البته با خرج کردن یک مقدار انرژی خارجی- که یک عمل ضد آنتروپی درست شود. آن اصل کروزیوس که هیچ وقت حرارت به خودی خود از جسم سرد به جسم گرم نمیرود (یعنی هیچ وقت به خودی خود آنتروپی تنزل نمیکند) برقرار است. [اینکه یک عمل ضدّ آنتروپی درست شود] دو شرط میخواهد: یکی اینکه از خارج یک انرژی وارد شود و شرط دوم که مهم است این است که تشکیلات و ترتیباتی داده شود که آن ترتیبات اجازه این کار را بدهد، خلاصه یک دستی در کار بوده و در اینجا مغز آن مخترع و آن کارخانهای که این یخچال را ساخته در کار بوده.
در کره زمین هم شرودینگر تذکر میدهد که با اینکه یک اعمال و پدیدههایی هست که خلاف آنتروپی است، معذلک اصل ترمودینامیک باز به هم نمیخورد (او میخواهد از اصل ترمودینامیک دفاع کند)؛ خلاف آنتروپی هست ولی از جای دیگر انرژی میآید و آنتروپی مجموعه جهان در حال ترقی است. این درست است ولی یک دست ثالث میخواهد، و دست ثالث همان اراده، مشیت، روح یا عنصر سوم است که میبایستی در کار باشد. خورشید که سهل است، اگر یک میلیون خورشید هم اطراف زمین را میگرفتند و مرتب انرژی میدادند، به اندازه یک ساق گندم هم درست نمیشد، مادامی که مشیتی، ارادهای و دستی خارجی دخالتی