مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٢ - سؤالی از مهندس بازرگان
نکند. البته این دخالت، اساس را برهم نمیزند. اصل ثبات انرژی سر جایش هست، اصل آنتروپی هم سر جایش هست ولی معذلک چنین چیزی پیش میآید و این عنصر سومی است که در اینجا ما میخواستیم.
استاد: آقای مهندس [١]! من یک سؤال داشتم. در وجود انسانها و حیوانها، نطفهها و سلولهای نطفهای به وجود میآید که به میلیونها و شاید میلیاردها برسد و هریک از اینها اگر در یک محل صلاحیتداری قرار بگیرد، انرژی مؤثرش معادل با انرژی آن سلول اولیه است. اینها از کجا به وجود میآیند؟
- این انرژی که میفرمایید، از خارج میگیرد مثل یخچال؛ اگر به یخچال انرژی برق ندهید، از خودش نمیتواند یخ بسازد.
استاد: تفاوتی که هست در این است که یخچال این انرژی را از خارج میگیرد ولی این [سلول] در خودش تولید میکند؛ یعنی یک تشکیلاتی هست که در این تشکیلات رو به حیات میرود، یعنی یک فرد لااقل از نظر سلولهای نوعی، باز رو به حیات میرود گو اینکه انرژی را از خارج میگیرد، پس بالاخره تکامل از این جهت، در او هست.
- خوب، آن سلول حیاتی و سلول جنسی که میسازد از نوع خودش است.
استاد: از نوع خودش باشد، بالاخره مقدار جدیدی ساخته است. میخواهم بگویم صد درصد تنزل انرژی مؤثر نیست. بحث این بود که آیا یک فرد از این نظر رو به تکامل میرود یا نمیرود؟
حضرتعالی فرمودید نه، یک فرد صد درصد از نظر انرژی رو به تنزل میرود. عرض کردم همین که در وجود فرد سلولهای نطفهای به وجود میآید، آیا این خودش دلیل نیست که از نظر فردی هم رو به تکامل رفته است؟
- از آن سلولهای نطفهای که خودش استفاده نمیکند. آن سلولهای نطفهای مثل یک گندم یا سیب، این تخمهایی که میدهد ...
[١]
. [مخاطبْ مهندس بازرگان است و سؤال و جوابهای بعدی هم بین استاد و ایشان ردّ و بدل شده.]