مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٦ - قولی دیگر در بیان استدلال قرآن
الَّذِی یحْیی وَ یمِیتُ. [نمرود] گفت: أَنَا أُحْیی وَ أُمِیتُ [١] من هم احیاء و اماته میکنم. دستور داد دو نفر را از زندان آوردند، یکی را سربریدند و یکی را آزاد کردند. این واضح است که مغلطه است، عین این مغلطه جنابعالی راجع به خواب. شما چرا راجع به خواب میگویید؟! راجع به میراندن بگویید. چرا مثال را روی خواب آوردید؟! اولا این جمله که فرمودید «همان طور که میمیرید زنده میشوید» آیه قرآن نیست، بلکه حدیث است. ثانیا اینکه فرمودید «خواب (تلقین مغناطیسی) چون در اختیار انسانهاست جنبه مادی دارد»، این جنبه مادی و غیرمادی که شما یک دیوار عظیمی در اینجا قائل شدهاید، از کجاست؟! شما چرا اصلا مثال به خواب زدید؟! درباره خود مردن صحبت کنید، بگویید اگر مردن یک جنبه ماوراءالطبیعی باشد، پس باید هیچ کس نتواند کسی را بکشد، چون قرآن میگوید خدا قبض روح میکند یا ملکالموت میآید قبض روح میکند. خدا میگوید:
اللَّهُ یتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها، اگر خدا قبض روح میکند، پس هیچ کس نباید بتواند کس دیگری را بمیراند. نه، اینها با هم منافات ندارد. آن کاری که بنده میکند غیر از کاری است که خدا میکند؛ بنده شرایط بقای حیات را در اینجا از بین میبرد. از نظر قرآن این به معنی فانی شدن و تمام شدن نیست. وقتی که این شرایط معدوم شد، یک چیزی هست که قبض میشود و از اینجا برده میشود، یک چیزی هست که دیگر [در اینجا] امکان بقا ندارد و چون امکان بقا ندارد گرفته و برده میشود.
پس اینها با همدیگر به هیچ وجه منافات ندارد.
من ده پانزده سال پیش (همان وقت که صحبتِ این بود که آن دانشمند ایتالیایی جنین را در خارج رحم پرورش میدهد و روزنامهها سر و صدای زیادی راه انداخته بودند و روی همین [جهت] پاپ هم [این کار را] تحریم کرده بود که این دخالت در کار خداست و چنین و چنان) مقالهای نوشتم تحت عنوان «قرآن و مسألهای از حیات» و همین مسأله را آنجا طرح کردم.
بنابراین مسأله روح هیچ وقت با این حرفها باطل نمیشود که مثلا اگر روزی بشر قادر شد انسان بسازد (و فرض کنیم واقعا از نطفه هم نسازد، سلولی مثل سلول مرد را از ماده دیگری بسازند و در خارج رحم پرورش دهند و یک انسان تمام بسازند) در این صورت روح باطل است؛ خیر، این به این مسأله ارتباطی ندارد.
در مسأله روح در واقع همین مسأله مطرح است که آیا انسان همه ابعاد وجودش همین ابعاد محسوس است یا یک بعد وجودی دیگری هم دارد که آن بعد وجودی در وقتی که شرایط آن به وجود آمد به وجود میآید، همان طور که اگر شرایطی به وجود آید ابعاد وجودی محسوسش به وجود میآید. در این جهت هیچ فرقی بین همان مثال تلویزیون و ما وجود ندارد. پس شما نگران
[١]. بقره/ ٢٥٨.