مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٧ - قولی دیگر در بیان استدلال قرآن
نباشید؛ اگر روزی هم هزارتا انسان بسازند، با مسأله روح هیچ ارتباط ندارد. حالا اگر ما با قطع نظر از قرآن وارد خود مسأله روح بشویم مسأله دیگری است، ما فعلا روی قرآن بحث میکنیم.
شما فعلا باید روی قرآن بحث کنید، و اگر رفقا مصلحت میدانند که روی خود مسأله روح هم به طور کلی بحثی کنیم من هم بیمیل نیستم، بالاخره مسألهای است که ما روی آن غرض خاصی نداریم.
در کتاب ذره بیانتها گو اینکه از نظر خود آقای مهندس بازرگان بحثشان ادامه بحثهای راه طیشده است، ولی از نظر ما بهکلی غیر از آن بحثهاست و بحث بسیار صحیحی است. از نظر ما این بحث، صد درصد بحث صحیحی است و رد نظریهای است که ایشان در راه طیشده دادهاند و ما بعد روی این قضیه بحث خواهیم کرد و مطلبِ درست همان است. اینکه ایشان در آنجا این همه روی کلمه «امر» در قرآن تکیه کردهاند، اگر غیر از آقای مهندس بازرگان میبود میگفتیم حتما حرفهای دیگران را که در چندین صدسال پیش گفتهاند، از کتابهایشان برداشتهاند و در کتاب خودشان نقل کردهاند، ولی چون میدانیم که [استنباط] ایشان با مراجعه به کتابهای دیگر نبوده، از نظر من واقعا قابل تحسین بود که چیزی را که دیگران بعد از سالها دقت و مطالعه از قرآن استنباط کردهاند، عین همان استنباط را ایشان کردهاند، البته با یک اختلافات جزئی که عرض میکنم.
ایشان میگویند «قبلا عالم را با دو عنصر توجیه میکردند، ولی با دو عنصر نمیشود جهان را توجیه کرد و عنصر دیگری لازم است». اینجا یک تصحیح مختصر باید کرد که آن چیزی را که خودشان «امر» یا «روح» مینامند، به صورت یک عنصر در عرض این دو عنصر نمیشود تصویر کرد به این صورت که این سه چیز با یکدیگر ترکیب میشوند و از مجموعِ مرکبْ یک شیء درست میشود؛ بلکه این سومی چیزی است که بهترین تعبیر از تعبیرات امروزی برای آن تعبیر «بُعد» است. فرق است بین اینکه بگوییم روح بُعد دیگری است از انسان و اینکه بگوییم عنصر دیگری است از عناصر، و انسان از مجموع عناصر ترکیب شده است. ابعادْ جهات مختلف یک شخصیتند و با یکدیگر ترکیب نمیشوند، ولی عناصر را معمولا در جایی میگوییم که اینها یک واقعیت جدایی از همدیگر دارند و بعد با همدیگر ترکیب میشوند و مرکب به وجود میآورند. ابعادْ شخصیت جدا از هم ندارند و اینگونه نیست که قبلا شخصیت جدایی داشتهاند و هر بُعد قبلا وجود داشته و بَعد با همدیگر ترکیب شده و به هم ضمیمه شدهاند و یک مرکب به وجود آوردهاند، مثل ابعاد سه گانه جسم. به هرحال خواستم این نگرانی را جنابعالی نداشته باشید.
در مورد مطلب دیگری که در مسأله لغو و عبث بودن خلقت فرمودید، من به اعتراض کردن شما حق میدهم ولی به اعتراض شما نه؛ یعنی شما حق داشتید اعتراض کنید چون بیان من ناقص بود و تعمد هم داشتم ناقص بگذارم، ولی اعتراض شما درست نیست. من نگفتم قرآن میخواهد