مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٣ - قولی دیگر در بیان استدلال قرآن
آقای مهندس هم در کتاب راه طیشده یک مقدار جوابش را دادهاند، مسأله تناسب بین مجازات و اعمال بود که آقای مطهری جوابی دادند که در کتاب عدل الهی به تفصیل بیان کردهاند. آن جواب هم به نظر بنده قانعکننده نیست. ایشان گفتند این مجازاتها یا برای عبرت دیگران است یا برای تشفّی افرادی که صدمه دیدهاند و چون این هردو نمیتواند در دستگاه خلقت و خداوند معنی داشته باشد، پس هیچکدام از اینها نیست و اصلا این قیاس که میگوییم مجازات در آخرت مثل مجازات در دنیا باید تناسبی با عمل داشته باشد، ناشی از اشتباهی است که میکنیم و الّا این مسأله به کلی مسأله دیگری است و به تکوینیات ارتباط پیدا میکند.
بعد مثلی زده بودند که وقتی ما به کسی میگوییم «به کنار دره نزدیک نشو، اگر نزدیک شوی میافتی و از بین میروی» این ممکن است خیرهسری کند و برود و بعد سقوط کند، آنوقت به ما اعتراض کنند که این مجازات در مقابل این خیرگی مختصرْ نامعقول است، اقلا میخواست ٢ متر بیفتد، چرا ٧٠ متر میافتد تا سرش بهکلی بشکند؟! به نظر من این مثل درست نیست.
اینجا به این علت به نظر ما درست میآید که سازنده دره با قانونگذاری که میگوید شما نزدیک دره نشو دو تا هستند. آن اولی طبیعت یا خدایی است که درهای را خلق کرده و این یکی بشر یا پدر و مادری است که میگوید به این دره نزدیک نشو، و الّا اگر هردوشان یکی بودند ایراد وارد بود؛ به او میگفتند به چه مناسبت اگر این فرد یک قدم جلو رفت باید نابود شود، میخواستید حداقل ارتفاع کمتری بگذارید؛ و به همین علت هم هست که امروز طرحهای ایمنی جواب اینها را میدهد. اما در این حالت که خالقِ هردو (قانون و مجازات) خداست، به چه مناسبت کسی که چند سالی احیانا در دنیا گناه میکند، باید تا ابد مجازات شود؟ حالا پاداش را میگوییم جود و بخشش خداست و قابل ایراد هم نیست، اما در مجازات، این ایراد را میتوانیم بگیریم.
استاد: اما سؤال اول، اولا این را عرض کنیم که ما اتفاقا- برعکس تعبیر شما- مسأله روح را پایه برای قیامت قرار ندادیم و هیچ وقت در تعبیرات ما این نبود که برای توجیه قیامت باید قائل به روح شویم، زیرا آن مرحلهای که قرآن از قیامت میگوید، این است که همین مردهها زنده میشوند.
حرف ما این است که قرآن یک مرحلهای قبل از قیامت و بعد از مردن (از مردن تا قیامت) قائل است که در این مرحله، حیاتی برای انسانها (چه انسانهای سعادتمند و چه انسانهای شقی) قائل است، با اینکه خود قرآن هیچ نمیخواهد بگوید این جسمها زنده هستند بلکه میگوید این جسمها در قیامت زنده میشوند؛ یعنی با اینکه این جسمها فعلا مرده هستند و به صورت ذرات پراکنده چنین و چنان در میآیند، در عین حال قرآن میگوید در فاصله مردن تا قیامت، افراد زنده هستند.