مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - تبیین راههای شبه فلسفی با مثال
برهان نظم
در تقسیمبندیای که در جلسه گذشته عرض شد گفتیم که مجموعا سه نوع راه برای اثبات وجود خدا وجود دارد: راه دل یا فطرت، راههای حسی یا علمی و نیمه فلسفی، و نوع سوم راههای فلسفی.
بحث ما در جلسه گذشته راجع به راه دل و فطرت بود که مربوط به علم و فکر و عقل و استدلال نبود، بلکه مربوط به جاذبه و کششی بود که در وجود هر انسانی هست و او را به حسب طبع و غریزه به سوی مبدأ میکشاند. بحث ما راجع به آن تمام شد، فقط من نکتهای در دنباله عرایض جلسه قبل عرض میکنم برای اینکه مطلبمان ناتمام نمانده باشد و بعد وارد بحث بعدی میشویم.
تکمیل بحث قبل: راه فطرت چیزی نیست که اخیرا کشف شده باشد
آن نکته این است که ممکن است بعضی خیال کنند که این مسأله احساس درونی و جاذبه معنوی که اخیرا علمای روانشناس از طریق علمی و تجربی و روانشناسی کشف کردهاند، چیز بسیار تازهای است و سابقه نداشته است، در صورتی که این مطلب سابقه دارد (البته نه به این طرز بیان بلکه به طرزهای دیگر) و همین را حکما و فلاسفه از طریق فلسفه (نه از طریق روانشناسی و آزمایشهای تجربی) اثبات میکردند؛ یعنی آنها این جور ادعا میکردند که اگر عالم مبدأ و خدایی داشته باشد (که وجودش را اثبات میکردند) و اگر در دنیا حرکت و جنبشی وجود داشته باشد (که البته آن هم وجود دارد)، باید بازگشت مخلوقات به همان مبدئی باشد که از آن پیدا شدهاند؛ یعنی