مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - راه فطرت مورد تأیید قرآن است
به مفهوم خاصش درباره خصوص انسان. این آیه قرآن حقیقتا نمونهای از اعجاز است که میفرماید: الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکرِ اللَّهِ [١] «آنان که ایمان آوردند و قلبهای آنها به یاد حق آرامش پیدا کرد»، آنوقت در جمله دوم به صورت یک اصل کلی و به صورت حصر میفرماید: أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ «بدانید تنها با یاد خداست که دلها آرامش پیدا میکند»؛ یعنی این دل انسان، روح انسان و قلب انسان طوری ساخته شده است که هیچ چیزی قدرت ندارد به او طمأنینه و آرامش بدهد [جز ذکر خدا.] این معنایش این است که آن هدف اصلی که در بشر وجود دارد که دنبال او میرود و خودش هم توجه ندارد، جز خدا چیز دیگری نیست، و لهذا به هر چیز دیگری برسد، طولی نخواهد کشید که آن گرمی و حرارت و شوق، مبدل به سردی خواهد شد و تنها یک چیز است که اگر انسان به او برسد آرزوی تغییر دادن و تبدل و تنوع در آن نیست.
یکی از اشتباهات بزرگ همین است که بعضی خیال میکنند انسان طبعا طالب تنوع است و اصلا تنوع را و اینکه از نوعی به نوع دیگر، لذتها و محبوبهایش را عوض کند، دوست دارد و خودِ تنوع مطلوب است؛ در صورتی که این طور نیست و اینکه تنوع مطلوب است به این علت است که هیچ مطلوبی قدرت ندارد مطلوبیت خودش را برای همیشه حفظ کند و جهتش این است که آن مطلوبْ مطلوب مجازی بشر است و مطلوب واقعی و حقیقی نیست. اگر شیئی مطلوب واقعی و حقیقی باشد، انسان از او سرد نمیشود و اگر از او سرد نشد طالب تنوع نیست. در قرآن راجع به نعمتهای بهشتی این نکته هست، میفرماید: لا یبْغُونَ عَنْها حِوَلًا [٢] آنجا بشر هرگز طالب تحول و تنوع نیست؛ رازش همین است که مطلوب واقعی است. از این بگذریم.
اما راههای حسی یا علمی و به تعبیر دیگر شبه فلسفی [٣]؛ عرض کردیم خود این راه منشعب میشود به سه راه: یکی آنجاست که از نظم عالم بر وجود خالق و آفریننده حکیم علیم استدلال میشود، دیگری از خلقت عالم، و سومی از هدایتی که در مخلوقات و موجودات عالم وجود دارد.
ما اول راجع به نظم عالم بحث میکنیم.
[١]
. رعد/ ٢٨.
[٢]. کهف/ ١٠٨.[٣]. اینکه چرا ما اینها را علمی و شبه فلسفی مینامیم، بعدا توضیح عرض خواهم کرد.