مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٤ - ٥ تجدید حیات مادی به شکل دیگر
بگویند: «در باب قیامت کسی حق تحقیق کردن ندارد؛ قرآن یک چیزی گفته، ما هم باید بگوییم آمنّا و سلّمنا؛ هر کس گفت چرا، میگوییم سؤال بدعت است (همانطور که عدهای در قدیم میگفتند السُّؤالُ بِدْعَة) اینجا حق سؤال و جواب نداری» ما در مقابل آنها میگوییم: نه، این طور نیست، از ما تحقیق خواستهاند.
در مسأله ایراد شبههها و اشکالها، ما در حدودی اشکالات را طرح میکنیم که طرح شده است، یعنی اشکالاتی که در کتابها [١] وجود دارد. من خودم شاید تا حالا بیش از صد بار- و باز در همین روزها مکرر از افرادی مثلا از طبقه دانشجویان- شبهه آکل و مأکول را شنیدهام. اینکه دیگر چیز تازهای نیست که بگوییم طرح نکنید. شبهه آکل و مأکول را خوب بود- اگر نصیحت شما را میپذیرفتند- از هزار سال پیش طرح نمیکردند، ولی از هزار سال پیش این شبهه را طرح کردهاند.
این شبههای هم که الآن گفتم همان شبهه آکل و مأکول بود با تعبیر دیگری. حالا که طرح کردهاند ما بگوییم آرامش خیال خودمان را بهم نزنیم؟! جواب ندهیم؟! نمیدانم، اگر میگویید نگویید، نمیگوییم ولی اگر در اینجا نگوییم، در جای دیگر از ما میپرسند.
و اما مسأله دیگری که فرمودید، راست است؛ خوب است که ما اول آیات قرآن را در این زمینه بخوانیم، بعد ببینیم آیا از همه این آیات یک فکر واحد سادهای میفهمیم (حالا میخواهد اشکال داشته باشد، میخواهد اشکال نداشته باشد) یا نه، خود آیات قرآن از نظر مفهوم برای ما سؤال به وجود میآورد. اگر دیدیم آیات قرآن خودش یک مطلب سادهای را میگوید، این را به صورت یک امری که قرآن گفته طرح میکنیم، بعد میرویم سراغ اشکالاتش؛ اشکالاتش را اگر توانستیم جواب بدهیم جواب میدهیم، و اگر نتوانستیم میگوییم چیزی که پیغمبر گفته ما قبول میکنیم. مگر همه اشکالات را ما باید حل کنیم؟! بعد خواهند آمد و اشکالات را حل خواهند کرد.
اما عمده مطلب این است که مسأله معاد فیحدّ ذاته در واقعیتِ خودش مسألهای بوده که نمیتوانسته به آن سادگی بیان شود. این مسأله به تعبیری (البته تشبیه است) نظیر این است که برای بچهای که در رحم است و با نظام خاص زندگی رحمی زندگی میکند (نه چشمش باز است جایی را ببیند، نه با گوشش چیزی را میشنود، نه از راه دهان تغذی میکند و نه تنفس میکند) بخواهند درباره زندگی بعد از تولد صحبت کنند. با آن معلوماتی که او در زندگی جنینی دارد، امکان ندارد بتواند آنچه را که در زندگی بعد از تولد است به حقیقت دریافت کند. پس ناچار با او یک مقدار هم با زبان خودش صحبت شده است. از کجا میگوییم با زبان خودش صحبت شده؟ به قرینه بعضی حرفهای دیگری که هست.
[١]
. در همین کتابهای خیلی معمولی.