مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٥ - ٥ تجدید حیات مادی به شکل دیگر
این چیزها بوده که تصورها را درباره معاد متفاوت کرده و هر کسی در حد خودش [تصوری از این مسأله دارد.] مثل خود مسأله خداست. همه معتقد به خدا هستند ولی اگر کسی محتواهای این افکار را بیرون بریزد، میبیند از زمین تا آسمان متفاوت است. همه میگویند خدا، به حسب ذوق و غریزه فطری هم خدا را عبادت میکنند و در عمق دلشان هم خدا را عبادت میکنند، ولی او خدا را یک شکل داده و از او یک تصویر دارد، آن یکی تصویر دیگری و ... به طوری که او خدای این را قبول ندارد و این خدای او را قبول ندارد. درباره قیامت هم همینطور است.
آنچه که من به عنوان مسلّمات عرض کردم، مقصودم همین بود. شما گفتید «آنچه که ما باید معتقد باشیم چقدر است؟» به عقیده من آن مقداری که باید معتقد باشیم همانهایی است که من اول گفتم از مسلّمات است. ما باید معتقد باشیم حیات دیگری غیر از این حیات هست؛ لزومی ندارد ما بفهمیم اعاده معدوم میشود یا نمیشود. ما باید بفهمیم که آن حیاتْ جاودانی است و پایان نمیپذیرد؛ لزومی ندارد که ما بفهمیم چرا پایان نمیپذیرد و چرا در اینجا مرگْ حتمی است (از ضروریات خلقت است) و در آنجا نیست. رابطه اینجا با آنجا رابطه مقدمه و نتیجه است؛ هر چه در اینجا کشت کنیم، آنجا برمیداریم؛ عالم پاداش و کیفر است. اما آیا آنجا اعاده معدوم میشود یا نه؟
لزومی ندارد بفهمیم. حتی به عقیده من لزومی ندارد بفهمیم آیا عود ارواح به اجساد میشود یا نه.
لزومی ندارد بفهمیم آیا هیچ کدام از خصوصیات آن عالم با خصوصیات این عالم طبیعت فرق نمیکند و گِل ما را از نو میسازند (یعنی معاد همانی است که خیام تصور کرده که کوزهای را میسازند و خراب میکنند و دومرتبه آن را میسازند) یا نه؟ لزومی ندارد ما اینها را بفهمیم و روی آن دقت کنیم که آیا به این شکل است یا به شکل دیگری. ولی آن مقدارش برای ما قطعی است و از قرآن هم این مقدار، قطعی فهمیده میشود، منتها راجع به خصوصیت و کیفیتش یک جا میبینیم طوری میگوید که آدم فکر میکند آن عالم شروع مجددی از همین دنیا و تکرار همین دنیاست؛ همین دنیا دومرتبه تکرار میشود اما نه از راه تولد، بلکه از این راه که ذرات این مواد، گوشت و استخوان و غیره را جمع میکنند، دومرتبه به صورت یک انسان در میآورند، [و جای دیگر میبینیم طور دیگری میگوید.] [١]
[١]. [دنباله مطلب روی نوار ضبط نشده است.]