مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - ٥ تجدید حیات مادی به شکل دیگر
آنوقت برویم سراغ استدلالاتش.
نکته آخر اینکه در باب معاد اگر ما ایرادی به نظرمان میرسد و نمیتوانیم به آن جواب بدهیم، حتیالامکان آن را طرح نکنیم، چون معاد جزء مسائلی است که روی هم رفته حول آن درجهای از یقین حاصل شده و اگر ایجاد اشکال، در این یقین خللی ایجاد کند که نتواند رفعش کند، مثبت نخواهد بود.
استاد: راجع به قسمت اول بیان ایشان، میشود گفت که آنچه خودتان در آخر گفتید، آنچه را که اول فرمودید رد میکند؛ برای اینکه فرمودید ما در باب معاد لااقل مشکلاتش را باید حل کنیم.
همان مشکلات را که بخواهیم حل کنیم، ناچاریم در باب معاد یک نوع فرضیه خاصی را بپذیریم و روی آن فرضیه استدلال کنیم، ایندو از هم منفک نیست. پس ما تا یک نوع تصور خاصی درباره معاد نداشته باشیم، نمیتوانیم اشکالاتش را حل کنیم. وقتی ما در مقام حل اشکالات برآییم، باید آن را به شکل خاصی تصور کنیم و همان شکل خاصْ تصور کردنهاست که به ما یک فرضیه مخصوصی در باب معاد میدهد.
این مطلب را هم عرض کنم که مقصودم این نبود که مسأله معاد به هیچوجه تعبدی نیست و ما آن را صد در صد و مستقلا مثل مسأله توحید میتوانیم دریابیم. خودم هم در ضمن حرفهایم عرض کردم که اصلا معاد را پیغمبران ارائه دادهاند و علم و فلسفه دنبال آنچه که پیغمبران گفتهاند رفته است، همان طور که ویلیام جیمز در کتاب دین و روان میگوید «خیلی از مسائل را علوم و فلسفهها بعد رفتهاند کشف کردهاند ولی نشانیاش را اول ادیان دادهاند»؛ ادیان نشانی دادهاند و دیگران برای اینکه تحقیق کنند که آیا چنین چیزی هست یا نیست دنبالش رفتهاند و بعد از طریق علمی و فلسفی به آن رسیدهاند، به طوری که اگر این نشانی را نداده بودند هرگز علم و فلسفه دنبال آن نمیرفت. ما هم اگر گفتیم تحقیق در اینجا مطلوب است، مقصودمان این نیست که هیچ جنبه تعبدی ندارد، بلکه مقصود این است که قرآن علاقه نشان میدهد که افراد در باب معاد تحقیق داشته باشند و لهذا در باب معاد کلمه ایمان آمده است. در باب ملائکه هم ایمان آمده است، این علامت آن است که خواستهاند ما در اینجا تحقیقی داشته باشیم به طوری که بتوانیم عن معرفةٍ اعتقاد پیدا کنیم که یک حقایقی به نام ملائکه وجود دارد. قرآن مایل است که ما به آخرت ایمان داشته باشیم، یعنی در کنار ایمان به پیغمبر و ایمان به نبوت میخواهد ما اعتقاد و ایمان [به آخرت] داشته باشیم والّا آن را در این ردیف ذکر نمیکرد، پس طالب تحقیق در اینجاست.
در اینکه مسائل معاد در درجه اولْ مسائل تعبدی است، بحثی نیست. ما میخواهیم ببینیم درباره این مسائل تعبدی چقدر میتوانیم تحقیق کنیم و این تحقیق هم مطلوب است. اگر اشخاصی