مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥ - نقد نظر مهندس بازرگان
کند. حالت اول درست است، خیلی خوب قابل مطالعه است و خیلی هم نتیجه میگیریم و منطقی و معقول و علمی است. همین طور سایر اعضای بدن. اما آن حالت را اگر مطرح کنیم که اگر پا نبود آدم مثلا چرخ داشت، اگر پا نبود آدم میجهید بالا مثل قورباغه، اگر این طور بخواهیم فرض کنیم به هزار راه حل دیگر میرویم و هیچ وقت به نتیجه نمیرسیم. بنده میگویم که اول ثابت نکنیم که بشر باید نبی داشته باشد، نیاییم در این بحث، نمیتوانیم در این بحث پیش برویم، بیاییم ببینیم انبیاء که آمدند و یک حقیقتی است در تاریخ، چه کردند؟
خودشان چه جور بودند؟ چه خواص و مشخصات و مزایا و چه تمایزی با سایر نوابغ، رهبران فکری، افراد عادی داشتند و چه آثاری گذاشتهاند؟ و روی مطالعه اینها آنوقت خود به خود نیازش هم تأمین میشود. همان طوری که خودتان اشاره فرمودید از فایده به نیاز برویم، از نیاز به فایده نرویم.
این عرض بنده بود و اشاره کردم مثل آن بحثی است که آقای مهندس بازرگان در کتاب راه طی شده دارد. شما کتاب راه طی شده را آمدید اینجا رد کردید در حالی که مؤلف کتاب به عنوان دفاع از خودش نیامد، حتی مطالبش را هم بیان نکرده، مثل محاکمه غیابی شد که نسبت به آقای دکتر سحابی در این جلسه کردیم، قبل از اینکه خودشان در این جلسه تزشان را طرح کنند ما ردش کردیم و به همین دلیل هم راهمان درست نبود و از خودشان خواهش کردیم آمدند اول تز خودشان را گفتند و دفاع کردند، مسأله جالبی در آمد. من اگر میدانستم شما میخواهید انتقاد به گفته نگفته شده اینجا بکنید میرفتم خودم را مجهز میکردم حد اقل من از آن دفاع کنم، در حالی که شما تمام جهات منفی آن را بدون اینکه دلایل را ذکر کنید، یا باشد که بعدا دفاع کند، بیان کردید. حالا اگر قسمتهای منفی را گفتید انشاءاللَّه جلسات دیگر قسمتهای مثبتش را میگویید، اما اگر این جور نباشد، از مجموع دو جلسه ما المانهای منفی نبوت را همه یاد گرفتیم و چیز مثبت گیرمان نیامد.
استاد: اولا راهی که فرمودید از فایده به نیاز برسیم، راه غلطی است، چرا؟ برای اینکه خیلی چیزها فایدههایی بر وجودشان مترتب است ولی اینها جای چیزهایی را اشغال کردهاند که اگر آنها میبودند فواید خیلی بیشتری مترتب میشد. به عنوان نمونه، افرادی میآیند یک پستی را، یک مقامی را، یک حکومتی را اشغال میکنند، جلوی یک جریان بسیار صحیح منطقی و عمیقی را میگیرند، بعد واقعا هم یک کارهای مفیدی انجام میدهند و آن کارها را همیشه نشان میدهند و واقعا هم این آثار آثار خوبی است؛ بعد میگویید پس به دلیل اینکه این کارهای خوب را اینها انجام دادند معلوم میشود که نیازی هم بوده و صحیح هم بوده و به حق هم بودهاند، در صورتی که