مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦ - نقد نظر مهندس بازرگان
این درست عکس آن چیزی است که شما دارید میگویید، و اگر اینها نبودند و همان آثارشان هم نبود آنوقت میدیدید که چه افراد دیگری در جای اینها بودند و چه آثار بهتر و بیشتری داشتند.
ما نمیتوانیم به آن سبک ویلیام جیمز [بیندیشیم] که هر چیزی که یک اثر مفید داشته پس حق است (البته او میخواهد بگوید که حق یعنی چیزی که مفید باشد) به مفهومی که ما میخواهیم بگوییم یعنی مِن جانب اللَّه است. این دلیل نمیشود.
عدهای میگویند پیغمبران با همه آثار مفیدی که داشتند چون بشر را با یک ایمان الهی به خودشان متوجه کردهاند جلوی علم و تمدن را گرفتهاند و اگر آنها از چندین هزار سال پیش نبودند شما آنوقت میدیدید امروز اثر بشریت چقدر زیادتر است! شما چطور میتوانید این حرف را بگویید که ما فقط برویم دنبال آثار، ببینیم کارهای مفیدی کردهاند پس اینها حق هستند؟! این هم حرف شد؟! هیچ حکومت فاسدی در دنیا نیست الّا اینکه یک آثار مفیدی هم دارد و بسا هست که فساد آن حکومت جز این نیست که جای حکومت صالح را گرفته، در حالی که [وضع مردم] نسبت به سابق که [هنوز این حکومت] نیامده بود خیلی بهتر هم هست. هرگز شما نمیتوانید به صرف اینکه یک شیء آثار مفیدی داشته آن را صحیح و واقعی و به آن معنایی که ما میگوییم «من جانب اللَّه» بدانید.
مسأله دیگر: اگر بنا بشود هر کسی که هر حرفی را در هر کتابی بزند شرط اینکه کسی حرف او را رد کند این باشد که خودش را در آنجا احضار کنند بیاید، هیچ کس جواب هیچ کس را [نمیتواند بدهد؛] همین که کسی کتابش را چاپ و منتشر کرد [دیگر قابل انتقاد نخواهد بود.] به قول آقای بروجردی «همین قدر که کتاب چاپ شد به نظر بعضیها دیگر این دلیل حقانیت آن است، میگوید آقا! چاپ شده». چند بار چاپ میشود، بعد شما میبینید پنجاه هزار نفر آن را میخوانند و هیچ کس حق رد کردنش را ندارد چون اول باید آقای مؤلف را بیاورند. شما حق ندارید «کارناس» را رد کنید چون او اینجا حاضر نیست که بیاید جواب شما را بدهد. عجب حرفی است! آدمی که مینویسد، فکر خودش را، هر چه که دارد مینویسد، چیزی در دلش باقی نمیگذارد که نصفش را نوشته باشد نصفش را ننوشته باشد. تازه این مقداری که ما گفتیم خیلی احترام ایشان را رعایت کردیم اگرنه، خیلی بیش از اینها معایب دارد که چون شما دلتان میخواهد، در جلسات بعد عرض میکنم. هیچ حرف مفید در آن نیست.
آنچه که از کتاب راه طی شده نقل کردم ابطال نبوت است. نبوت را در حد یک هنرمند، در حد یک شاعر (حالا بگوییم از طرف خالق بوده) تنزل دادهاند بدون اینکه بتوانند کوچکترین اثری از آنچه که معنی واقعی نبوت را بیان کند نشان بدهند. البته ما آیات قرآن در مسأله نبوت را میخوانیم و باید هم بخوانیم. شما مخصوصا بروید این کتاب را مطالعه بفرمایید و جلسه دیگر