مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٧ - طبقه هشتم
اشعار منسوب به او درباره آنها اظهار تحیر شده است، و به همین جهت است که برخی از محققان اروپایی و ایرانی انتساب این اشعار را به خیام نفی میکنند و برخی بر اساس یک سلسله قرائن تاریخی معتقدند که دو نفر به این نام بودهاند: یکی شاعر و دیگری حکیم و فیلسوف؛ شاعر به نام خیام بوده است و حکیم و ریاضی دان به نام خیامی، و به عقیده بعضی [١] شاعر علی خیام بوده است و حکیم و ریاضی دان عمر خیامی.
این که بعضی مدعی شدهاند که «خیامی» تلفظ عربی خیام است [٢] مردود است، زیرا او خود در مقدمه رساله فارسی که در «وجود» نوشته است میگوید: «چنین گوید ابوالفتح عمر ابراهیم الخیامی» [٣] شاید این اندازه را بتوان مسلّم دانست که وی مانند اکثر این گونه دانشمندان در عین کمال ایمان و اعتقاد به مبانی دینی- که از همه کتب او ظاهر و لائح است، حتی نوروزنامه منسوب به او- با متعبدان قشری سر به سر میگذاشته و همین برای او زحمت و دردسر فراهم میکرده است.
بیهقی مینویسد:
«او تالی بوعلی بود اما در خلق ضیقی داشت و در تعلیم و تصنیف ضنتی ...
روزی به حضرت شهاب الاسلام، الوزیر عبد الرزاق بن الفقیه در آمد و امام القراء ابوالحسین الغزالی حاضر بود. در اختلاف قراء درباره آیتی بحث رفت. چون امام (خیام) حاضر شد، شهاب الاسلام گفت: علی الخبیر سقطنا ... او وجوه اختلاف قراء بیان کرد و هر وجهی (را) علتی بگفت. پس امام ابوالفخر گفت: کثر اللَّه مثلک فی العلماء.» [٤]
تاریخ تولدش معلوم نیست. تاریخ وفاتش را ٥١٧ و ٥٢٦ گفتهاند. قدر مسلّم این است که عمر طویل کرده (در حدود نود سال) [٥] اما این که محضر درس بوعلی را درک کرده باشد، بسیار بعید است. اگر او بوعلی را «معلم» خود میخواند از آن
[١]. رجوع شود به بحث محققانه آقای محیط طباطبایی در مجله «گوهر»، سال اول، شماره ٦.[٢]. علی اصغر حلبی، فلاسفه ایرانی، ص ٤٠٨.[٣]. مجموعه رسائل خیام، چاپ شوروی.[٤]. ترجمه تتمه صوان الحکمه، ص ٧١ و ٧٢.[٥]. «مقالات و بررسیها»، دفتر پنجم و ششم، ص ٢٤٢.