مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٦ - کلام
٣. ابوالهذیل علاف. این مرد نیز از موالی است. او را پایه گذار کلام عقلی میشمارند. فوق العاده زبردست بوده و با کتب فلسفی آشنایی داشته است.
نویسندهای مجوسی به نام میلاس داشت. این نویسنده روزی عدهای از مجوسیان را با ابوالهذیل در یک مجلس جمع کرد و درباره توحید و ثنویت بحث کردند.
ابوالهذیل آنها را محکوم کرد و میلاس مسلمان شد. شبلی نعمان [١] و دیگران نوشتهاند که چندین هزار نفر ایرانی مجوسی به دست ابوالهذیل مسلمان شدند. از مناظره با ابوالهذیل همه اجتناب میکردند، زیرا فوق العاده قوی بود. مناظره معروفی دارد با صالح بن عبد القدوس، شکاک و زندیق (به اصطلاح آن عصر) معروف، که ابن الندیم آن را نقل کرده است [٢]. ابوالهذیل از تنها کسی که بیم داشت و از مناظره با او متوحش بود هشام بن الحکم، متکلم معروف شیعی عرب از اصحاب امام صادق علیه السلام بود [٣] ٤. ابراهیم بن سیار معروف به نظام متوفّی در ٢٢١. این مرد مطابق آنچه ابن خلکان در جلد سوم کتاب خود ذیل احوال محمد بن عبد الکریم شهرستانی گفته است بلخی بوده است. نظریات نظام در کلام و احیاناً در فلسفه معروف است. نظام شاگرد هشام بن الحکم بوده است.
٥. عمرو بن عبید بن باب. پدرش از اسیران کابل است و در پلیس بصره خدمت میکرده است. عمرو بن عبید در سال ٨٠ متولد شده و پیش از سال ١٥٠ درگذشته است.
عمرو بن عبید تمایل خارجیگری دارد و به مناعت معروف است. با منصور عباسی قبل از دوره خلافت دوست بود. در ایام خلافت منصور، روزی بر او وارد شد و منصور او را گرامی داشت و از او تقاضای موعظه و اندرز کرد. از جمله سخنانی که عمرو به منصور گفت این بود: «ملک و سلطنت که اکنون به دست تو افتاده، اگر برای کسی پایدار میماند به تو نمیرسید. از آن شب بترس که آبستن روزی است که دیگر شبی بعد از آن روز (قیامت) نیست». وقتی که عمرو خواست برود، منصور دستور داد ده هزار درهم به او بدهند. نپذیرفت. منصور قسم خورد که
[١]. تاریخ علم کلام، ترجمه فخر داعی، ص ٢٩.[٢]. الفهرست، ص ٢٥٢.[٣]. تاریخ علم کلام، شبلی نعمان، ص ٣١.