مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩ - کتابسوزی ایران و مصر
بگوید چنین حادثهای واقع شده بگوید «گفته میشود چنین حادثهای واقع شده» نشانه این است که حتی خود گوینده اعتمادی به وقوع آن حادثه ندارد.
و بعلاوه، نقلهای قرن هفتم که ریشه و منبع سایر نقلهاست یعنی نقل عبد اللطیف و ابوالفرج و قفطی در متن خود مشتمل بر دروغهای قطعی است که سند بیاعتباری آنهاست.
و علاوه بر همه اینها، چه در مورد ایران و چه در مورد اسکندریه قرائن خارجی وجود دارد که فرضاً این نقلها ضعف سندی و مضمونی نمیداشت، آنها را از اعتبار میانداخت.
ممکن است برای خواننده محترم این تصور پدید آید که ما درباره این مطلب به اطناب سخن راندیم و کار نقد را به اسراف کشاندیم، همین مختصر که در اینجا گفته شد کافی بود و حداکثر اندکی بیشتر تفصیل داده میشد.
تصدیق میکنم که اگر قصه کتابسوزی صرفاً به عنوان یک حادثه تاریخی در محیط تحقیق بخواهد بررسی شود نیازی به اینهمه تفصیل ندارد، اما خواننده محترم باید توجه داشته باشد که این داستان را از محیط تحقیق و جوّ بررسی علمی خارج کرده و از آن یک «سوژه» برای «تبلیغ» ساختهاند. برای محققین بیطرف اعم از مسلمان و غیرمسلمان، بی اساسی این داستان امری مسلّم و قطعی است ولی گروههایی که به نوعی خود را در تبلیغ این قصه ذی نفع میدانند دست بردار نیستند، کوشش دارند از راههای مختلف این داستان را وسیله تبلیغ قرار دهند. تبلیغ کتابسوزی در ایران و در اسکندریه تدریجاً به صورت یک «دستور» و یک «شیوه حمله» درآمده است.
شبلی نعمان در رساله کتابخانه اسکندریه میگوید:
«محققین نامی اروپا مانند گیبون، کارلیل، گدفری، هکتور، رنان، سیدلو و غیر اینها غالب روایات بیهودهای را که در اروپا راجع به اسلام و مسلمین انتشار یافته بودند، غلط و بیاساس دانسته و صراحتاً آنها را رد و انکار کردهاند، ولی در تألیفات و روایات عامه هنوز از شهرت آنها کاسته نشده است. و باید دانست از میان شایعاتی که گفتیم یکی هم شایعه سوزانیدن کتابخانه اسکندریه است. اروپا این قضیه را با یک صدای غریب و آهنگ مهیبی انتشار داده است که واقعاً حیرتانگیز میباشد. کتب تاریخ، رمان،