مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠ - آیین زرتشتی دین رسمی کشور
برهماییها، ناصریها، مسیحیان، «موکتکاها» یا نجات یافتگان (که احتمالًا از هندیها بودهاند) و بالأخره زندیقها یعنی پیروان مانی.» [١]
البته همه دوره ساسانی از نظر سختگیریهای مذهبی یکسان نبوده است، همچنانکه قدرت روحانیون زردشتی همه وقت یکسان نبوده و همه سلاطین ایران تحت نفوذ مطلق آنان نبودهاند. شاپور اول، یزدگرد اول، خسرو انوشیروان لااقل در قسمتی از دوران زمامداری خود روش نسبتاً آزادمنشانهای نسبت به اتباع سایر مذاهب داشتهاند.
در کتاب تمدن ایرانی مقاله «وضع مذهب در ایران غربی در زمان ساسانیان» پس از نقل کتیبه موبد «کریتر» و سختگیریهایی که در زمان او میشده است، میگوید:
«از طرف دیگر وقایع نگار ارمنی «الیزه وارداپت» از دستخطی یاد میکند که مربوط به شاپور است و در آن امر داده شده که مغها و یهودیها و پیروان مانی و طرفداران تمام مذاهب دیگر را در هر نقطه از ایران که باشند آزاد بگذارند و مانع انجام مراسم مذهبی آنها نگردند. کتیبه اول مربوط به آزاری است که در زمان پادشاهی بهرام دوم بین ٢٧٧ و ٢٩٣ میلادی نسبت به اقلیتها انجام گرفته، و دستور دوم راجع به آزادی مذاهب است که افتخار آن را باید به شاپور اول (٢٤٢- ٢٧٣) نسبت داد.» [٢]
کریستن سن در فصل ششم کتاب خویش که راجع به عیسویان ایران بحث میکند، وضع کلی عیسویان را در آن عهد چنین شرح میدهد:
«برای توضیح روابط بین عیسویت و دیانت رسمی ایران در قرون چهارم و پنجم به ذکر عباراتی چند از «زاخو» مبادرت میورزیم: عیسویت در عهد ساسانی همیشه حتی در سختترین دورههای زجر و تعدی، مجاز بوده است، اگرچه گاهی بعضی مجامع عیسوی در شهرها و دهات دستخوش آزار عمّال ایرانی میشدهاند. عیسویان اصول دینی خود را در انجمنهایی که در سنوات ٤١٠ و ٤٢٠ در پایتخت کشور ایران تشکیل یافت، با حضور
[١]. تمدن ایرانی، به قلم جمعی از خاورشناسان، ترجمه دکتر بهنام، ص ١٧٨.[٢]. همان کتاب، ص ١٧٨ و ١٧٩.