مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - داعیه جهانی اسلام
مسلکهای بزرگ جهان، آن اندازه که در سرزمینهای دیگر مورد استقبال قرار گرفتهاند در سرزمین اصلی که از آنجا ظهور کردهاند مورد استقبال قرار نگرفتهاند.
مثلًا حضرت مسیح علیه السلام در فلسطین (منطقهای از مشرق زمین) به دنیا آمد و اکنون در مغرب زمین بیش از مشرق، مسیحی وجود دارد. اکثریت عظیم مردم اروپا و آمریکا مسیحی هستند؛ آنها حتی از لحاظ قاره و منطقه نیز با حضرت مسیح جدا هستند.
برعکس، خود مردم فلسطین یا مسلمانند یا یهودی؛ اگر مسیحی وجود داشته باشد بسیار کم است. آیا مردم اروپا و آمریکا نسبت به دین مسیح احساس بیگانگی میکنند؟.
من نمیدانم چرا خود اروپاییان که القاکننده این افکار تفرقه انداز هستند هرگز درباره خودشان اینجور فکر نمیکنند و فقط به ابزارهای استعماریشان این افکار را تلقین میکنند. اگر اسلام برای ایرانی بیگانه است، مسیحیت نیز برای اروپایی و آمریکایی بیگانه است.
علت روشن است؛ آنها احساس کردهاند که در سرزمینهای شرقی و اسلامی فقط اسلام است که به صورت یک فلسفه مستقل زندگی به مردم آنجا روح استقلال و مقاومت میدهد، اگر اسلام نباشد چیز دیگری که بتواند با اندیشههای استعماری سیاه و سرخ مبارزه کند وجود ندارد.
بودا نیز- چنانکه میدانیم- در هند متولد شد، اما میلیونها نفر مردم چین و سرزمینهای دیگر به آیین وی گرویدهاند.
زرتشت اگرچه آیینش توسعه پیدا نکرد و از حدود ایران خارج نشد ولی با اینهمه، مذهب زرتشتی در بلخ بیشتر رواج یافت تا آذربایجان که میگویند مهد زرتشت بوده است.
مکه نیز که مهد پیغمبر اسلام بود، در آغاز این دین را نپذیرفت ولی مدینه که فرسنگها از این شهر فاصله داشت از آن استقبال کرد.
از بحث در مذاهب خارج میشویم و مرامها و مسلکها را در نظر میگیریم.
معروفترین و نیرومندترین مسلک اصطلاحی در دنیای امروز «کمونیسم» است.
کمونیسم در کجا پیدا شد و از چه مغزی تراوش کرد و چه ملتهایی آن را پذیرفتند؟
کارل مارکس و فردریک انگلس دو نفر آلمانی بودند که پایه کمونیسم امروز را ریختند. کارل مارکس اواخر عمر خود را در انگلستان گذراند. پیش بینی خود