مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - واژه « ملت »
کریم آمده است، ولی مفهومی که این کلمه در قرآن کریم دارد با مفهومی که امروز مصطلح فارسی زبانان است و از آن کلمه «ملیت» را مشتق کردهاند متفاوت است.
«ملت» در اصطلاح قرآن به معنی راه و روش و طریقهای است که از طرف یک رهبر الهی بر مردم عرضه شده است. مثلًا میفرماید:«مِلَّةَ ابیکمْ ابْراهیمَ» [١] یعنی راه و روش پدر شما ابراهیم، یا میفرماید:«مِلَّةَ ابْراهیمَ حَنیفاً» [٢].
راغب اصفهانی در کتاب مفردات القرآن میگوید: «ملت و املال که همان املاء است از یک ریشه است».«فَلْیمْلِلْ وَلِیهُ بِالْعَدْلِ» [٣] یعنی ولی او از روی عدالت املاء کند. راغب میگوید: «علت اینکه یک طریقه الهی «ملت» نامیده شده است این است که از طرف خداوند املاء و دیکته شده است».
پس، از نظر قرآن یک مجموعه فکری و علمی و یک روشی که مردم باید طبق آن عمل کنند، ملت نامیده میشود. بنابراین، ملت با دین یک معنی دارد، با این تفاوت که یک چیز به اعتباری دین و به اعتبار دیگری ملت نامیده میشود؛ به آن اعتبار ملت نامیده میشود که آن چیز از طرف خدا به پیامبری املاء میشود که به مردم ابلاغ نماید و مردم را بر اساس آن رهبری نماید.
علمای فقه اللغة میگویند: یک تفاوت میان کلمه «دین» و کلمه «ملت» این است که کلمه «دین» را به خدا میتوان اضافه کرد و مثلًا گفت: «دین اللَّه» یعنی دین خدا، و همچنین به فرد پیرو نیز اضافه میشود، مثلًا گفته میشود: «دین زید، دین عمرو».
ولی کلمه «ملت» نه به خدا اضافه میشود و نه به فرد پیرو؛ گفته نمیشود: ملت خدا یا ملت زید یا ملت عمرو، بلکه به آن رهبری که از طرف خدا مأمور رهبری مردم برطبق طریقه خاصی است اضافه میشود، مثلًا گفته میشود: «ملت ابراهیم» یا «ملت عیسی» یا «ملت محمد صلی الله علیه و آله». مثل این است که در مفهوم این کلمه رهبری گنجانده شده است.
از این نظر میتوان گفت کلمه «ملت» نزدیک است با کلمه «مکتب» در اصطلاح جدید. کلمه «مکتب» نیز معمولًا به رهبر یک روش و مسلک اضافه
[١]. حج/ ٧٨.[٢]. انعام/ ١٦١.[٣]. بقره/ ٢٨٢.