مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٩ - طبقه سی ام
رسمی بود [١] و در سال ١٣٠٧ در تهران درگذشت.
٣. آقامحمدرضا حکیم قمشهای. او نیز از اعاظم حکما و اساطین عرفان قرون اخیر است. آقامحمدرضا- که شاگردان و دوستانش نام او را به صورت مخفف «آمرضا» تلفظ میکردند- اهل قمشه (شهرضا) اصفهان است. در جوانی برای تحصیل به اصفهان مهاجرت کرد و از محضر میرزا حسن نوری [٢] و ملامحمدجعفر لنگرودی [٣] بهرهمند شد. سالها در اصفهان عهدهدار تدریس فنون حکمت بود. حدود ده سال پایان عمر خود را در تهران به سر برد و در حجره مدرسه صدر مسکن گزید و فضلا از محضر پرفیضش استفاده کردند. پرشورترین دوره زندگانی حکیم قمشهای ده سال آخر است.
وی مردی به تمام معنی وارسته و عارف مشرب بود؛ با خلوت و تنهایی مأنوس بود و از جمع تا حدودی گریزان. در جوانی ثروتمند بود؛ در خشکسالی ١٢٨٨ تمام مایملک منقول و غیرمنقول خود را صرف نیازمندان کرد و تا پایان عمر درویشانه زیست.
حکیم قمشهای در اوج شهرت آقاعلی حکیم مدرس زنوزی و میرزا ابوالحسن جلوه به تهران آمد و با آنکه مشرب اصلیاش صدرایی بود، کتب بوعلی را تدریس کرد و بازار میرزای جلوه را که تخصصش در فلسفه بوعلی بود شکست، به طوری که معروف شد: «جلوه از جلوه افتاد».
حکیم قمشهای هرگز جامه روستایی را از تن دور نکرد و در زی و جامه علما درنیامد. مرحوم جهانگیرخان قشقایی که سالها شاگرد او بوده است نقل کرده که به شوق استفاده از محضر حکیم قمشهای به تهران رفتم. همان شب اول، خود را به محضر او رساندم. وضع لباسهای او علمایی نبود، به کرباس فروشهای سده میمانست. حاجت خود را بدو گفتم. گفت: میعاد من و تو فردا در خرابات. خرابات محلی بود در خارج خندق (قدیم) تهران و در آنجا قهوه خانهای بود که درویشی آن را اداره میکرد. روز بعد اسفار ملاصدرا را با خود بردم. او را در خلوتگاهی دیدم که بر حصیری نشسته بود. اسفار را گشودم. او آن را از بر میخواند. سپس به تحقیق
[١]. گزارش خود آن مرحوم که در مقدمه انوار جلیه چاپ شده است.[٢]. مقدمه رساله ولایت حکیم قمشهای، ص ٢.[٣]. مقدمه آقای همایی بر کتاب برگزیده دیوان سه شاعر اصفهان، ص ٢١.