مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦ - نخستین حوزه علمی
را که نمیدانستند از افرادی که رسول خدا آنها را مأمور کتابت آیات قرآن کرده بود و به کتّاب وحی معروف بودند میپرسیدند. بعلاوه، بنا به توصیههای مکرر رسول خدا سخنان آن حضرت را که به سنت رسول معروف بود از یکدیگر فرا میگرفتند.
در مسجد پیغمبر رسماً حلقههای درس تشکیل میشد و در آن حلقه به بحث و گفتگو درباره مسائل اسلامی و تعلیم و تعلم پرداخته میشد. روزی رسول خدا وارد مسجد شد و دید دو حلقه در مسجد تشکیل شده است؛ در یکی از آنها افراد به ذکر و عبادت مشغولند و در یکی دیگر به تعلیم و تعلم. پس از آنکه هر دو را از نظر گذراند فرمود:«کلاهُما عَلی خَیرٍ وَلکنْ بِالتَّعْلیمِ ارْسِلْتُ» یعنی هر دو جمعیت کار نیک میکنند اما من برای تعلیم فرستاده شدهام. رسول خدا آنگاه رفت و در حلقهای که آنجا تعلیم و تعلم بود نشست [١] بعد از مدینه، عراق محیط جنب وجوش علمی گشت. در عراق ابتدا دو شهر بصره و کوفه مرکز علم بودند اما پس از بنای بغداد، آن شهر مرکز علمی شد و در آن شهر بود که علوم ملتهای دیگر به جهان اسلام منتقل گشت. بعدها ری و خراسان و ماوراء النهر و مصر و شام و اندلس و غیره هر کدام به صورت یک مهد علمی درآمدند. جرجی زیدان پس از آنکه همت و تشویق امرا و حکام مسلمان را به عنوان یک عامل بسیار مؤثر یاد میکند، میگوید:
«دانش پروری و علم دوستی بزرگان اسلام سبب شد که روز به روز مؤلف و کتاب در قلمرو اسلام فزونی یابد و دایره تحقیق وسعت پیدا کند. پادشاه و وزیر و امیر و دارا و نادار و عرب و ایرانی و رومی و هندی و ترک و یهود و مصری و مسیحی و دیلمی و سریانی، در شام و مصر و عراق و فارس و خراسان و ماوراء النهر و سند و افریقا و اندلس و غیره در تمام شبانه روز به تألیف مشغول شدند و خلاصه آنکه هر جا اسلام حکومت میکرد علم و ادب به سرعت پیشرفت مینمود. در این تألیفات گرانبها خلاصهای از تحقیقات بنی نوع انسان از روزگار پیشین تا آن زمان دیده میشد و مباحث مهمی از علوم طبیعی، الهی، نقلی، ریاضی، ادبی و عقلی در کتب جمع شده بود و در نتیجه تحقیقات علمای اسلام، علوم مزبور دارای شعب
[١]. منیة المرید شهید ثانی، ص ٥.