مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - کارنامه اسلام در ایران
خواندهاند، اما در عین حال خود را شخص ربانی (بغ) و از نژاد خدایان (یزدان) نامیدهاند.» [١]
و هم او میگوید:
«خسرو دوم (پرویز) خود را چنین خوانده است: آدمی فناناپذیر از میان خدایان و خدایی بسیار جلیل در میان مردمان.» [٢]
ادوارد براون میگوید:
«احتمال میرود در هیچ مملکتی مانند ایران در زمان ساسانیان، اصلی که به موجب این اصل حق آسمانی برای پادشاه قائل شوند پیروانی راسخ العقیدهتر از ایرانیان (کذا) نداشته است. نولدکه میگوید کسی که از خاندان سلطنت نباشد، مانند بهرام چوبین که از نجبا بود و سرپیچی نمود یا مانند شهر براز، و سلطنت را غصب کند عمل او تقریباً باورنکردنی و جز به شرارت و بیشرمی به چیز دیگر حمل نشود.»
از این رو مردم عادت کرده بودند که فکر کنند تنها یک نژاد این صلاحیت را دارد و بس. ادوارد براون داستان معروف بهرام چوبین را که در حال فرار با پیرزنی ملاقات و محاوره میکند و پیرزن او را که از تخمه شاهی نیست و مدعی شاهی است تخطئه میکند شاهد میآورد. آقای دکتر محمود صناعی در کتاب آزادی فرد و قدرت دولت آنجا که عقیده برخی از فلاسفه جدید اروپا را در سیاست که مبنی بر حقوق الهی است میآورد میگوید:
«این نظریه البته تازه نبود و شاید اصل آن را باید در تاریخ خود ما جستجو کرد. فره ایزدی که ایرانیان باستان بدان معتقد بودند بیان همین معنی است.» [٣]
اسلام این اصل را نیز شدیداً برهم زد. در دوره اسلام دیگر سخن از تخمه شاهی نیست. بچه رویگر و بچه ماهیگیر و بچه برده و بچه درویش [٤] هم احیاناً در خود چنین صلاحیتی میبیند، همتْ بلند میدارد و به عالیترین مقام میرسد. در دوره اسلام اتکای سلاطین بیشتر به لیاقت خودشان است نه به نژادشان.
[١] ایران در زمان ساسانیان، ص ٢٨٤.[٢] ایران در زمان ساسانیان، ص ٢٨٤.
(٣). آزادی فرد و قدرت دولت، ص ٥.
[٤]. صفاریان رویگرزاده، دیلمیان ماهیگیرزاده، غزنویان برده زاده و صفویان درویش زاده بودند.