مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠ - کتابسوزی ایران و مصر
حمامهای اسکندریه بود، و با توجه به اینکه اسکندریه در آن وقت بزرگترین شهر مصر و یکی از بزرگترین شهرهای جهان آن روز بوده است و خود عمرو در گزارشی که با اعجاب فراوان برای خلیفه از این شهر میدهد مینویسد: «در این شهر چهارهزار حمام، چهار هزار عمارت عالی، چهل هزار یهودی جزیه پرداز، چهارصد تفریحگاه دولتی، دوازده هزار سبزی فروش که سبزی تازه میفروشند وجود دارد»، باید چنین فرض کنیم که در مدت شش ماه چهار هزار حمام از این کتابها گرم میشدهاند؛ یعنی آنقدر کتاب بوده است که اگر یک حمام را میخواستند با آن گرم کنند برای قریب به هفتصدهزار روز یعنی در حدود دو هزار سال آن حمام کافی بود.
عجیبتر آنکه طبق آنچه در متن گزارش ابوالفرج آمده، همه آن کتابها در حکمت و فلسفه بوده نه در موضوع دیگر. اکنون خوب است کمی بیندیشیم آیا از آغاز پیدایش تمدن تا امروز که قرنهاست صنعت چاپ پیدا شده و در شکل سرسام آوری نسخه بیرون میدهد، این اندازه کتاب حکمت و فلسفه که برای سوخت چهارهزار حمام درمدت شش ماه کافی باشد وجود داشته است؟.
باز خوب است بیندیشیم چنین کتابخانهای چه مساحتی را اشغال کرده بوده است؟ کتابها به صورت انبارشده مانند انبار کاه گندم نبوده، بلکه به صورت چیده شده در قفسهها بوده، زیرا مورد استفاده مردم بوده است، و لهذا در گزارشی که از یک کشیش مسیحی در قرن چهارم بعد از میلاد رسیده که از ناحیه امپراطور وقت مأمور شده بود کتابخانه را از بین ببرد، چنین آمده که: «من قفسههای آن را در آن وقت از کتاب بکلی خالی یافتم» [١]. یک رواق که آقای عبد اللطیف هم آن را مشاهده کرده بوده که هیچ، مساحت یک شهر هم شاید برای چنین کتابخانهای کافی نباشد.
امروز کتابخانههای بسیار بزرگ در اثر پیشرفت صنعت چاپ و وجود امکانات بی سابقه در تاریخ بشر، در جهان خصوصاً آمریکا و شوروی وجود دارد، همچنانکه شهرهای بسیار بزرگ و بیسابقه در تاریخ بشر در جهان امروز وجود دارد. من باور ندارم امروز هم کتابخانهای وجود داشته باشد که کتابهایش برای گرم کردن حمامهای شهری که آن کتابخانه در آنجا هست برای مدت شش ماه کفایت کند.
[١]. شبلی نعمان، کتابخانه اسکندریه، ص ٥٠.