مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - کتابسوزی ایران و مصر
وجود این، از فحوای تاریخ میتوان فهمید که آثار ادبی در ادوار قدیم دامنه بسیار وسیع نداشته بلکه تا حدی مخصوص درباریان و روحانیان بوده است، و چون در اواخر دوره ساسانی اخلاق و زندگانی این دو طبقه یعنی درباریان و روحانیان با وفور فتنه و فساد دربار و ظهور مذاهب گوناگون در دین فاسد شده بود، لهذا میتوان گفت اوضاع ادبی ایران نیز در هنگام ظهور اسلام درخشان نبوده و به واسطه فساد این دو طبقه ادبیات نیز رو به سوی انحطاط میرفته است.»
رابعاًاین پزشک محترم که مانند عدهای دیگر طوطی وار میگویند «فاتحین عرب کتابخانه ملی ما را آتش زدند و تمام تأسیسات علمی ما را بر باد دادند»، بهتر بود تعیین میفرمودند که آن کتابخانه ملی در کجا بوده؟ در همدان بوده؟ در اصفهان بوده؟ در شیراز بوده؟ در آذربایجان بوده؟ در نیشابور بوده؟ در تیسفون بوده؟ در آسمان بوده؟ در زیر زمین بوده؟ در کجا بوده است؟ چگونه است که ایشان و کسانی دیگر مانند ایشان که این جملهها را تکرار میفرمایند، از کتابخانهای ملی که به آتش کشیده شد اطلاع دارند اما از محل آن اطلاع ندارند؟.
نه تنها در هیچ مدرکی چنین مطلبی ذکر نشده و با وجود اینکه جزئیات حوادث فتوحات اسلامی در ایران و روم ضبط شده، نامی از کتابخانهای در ایران اعم از اینکه به آتش کشیده شده باشد و یا به آتش کشیده نشده باشد در هیچ مدرک تاریخی وجود ندارد، بلکه مدارک خلاف آن را ثابت میکند؛ مدارک میگویند که در حوزه زردشتی علاقهای به علم و کتابت نبوده است. جاحظ هر چند عرب است ولی تعصب عربی ندارد، به دلیل اینکه علیه عرب زیاد نوشته است و ما عن قریب از او نقل خواهیم کرد. وی در کتاب المحاسن والاضداد [١] میگوید: «ایرانیان علاقه زیادی به نوشتن کتاب نداشتند، بیشتر به ساختمان علاقهمند بودند». در کتاب تمدن ایرانی به قلم جمعی از خاور شناسان [٢] تصریح میکند به عدم رواج نوشتن در مذهب زردشت در عهد ساسانی.
محققان اتفاق نظر دارند حتی تکثیر نسخ اوستا ممنوع و محدود بود. ظاهراً
[١]. ص ٤.[٢]. ص ١٨٧.