مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤ - کتابسوزی ایران و مصر
اجتهادی در این باب ندارند کم کم به صورت یک اصل مسلّم در آمده است.
چند سال پیش یک شماره از مجله «تندرست» که صرفاً یک مجله پزشکی است به دستم رسید. در آنجا خلاصه سخنرانی یکی از پزشکان بنام ایران در یکی از دانشگاههای غرب درج شده بود. در آن سخنرانی پس از آنکه به مضمون اشعار معروف سعدی: «بنی آدم اعضای یک پیکرند» اشاره کرده و اظهار داشته بود که برای اولین مرتبه این شاعر ایرانی اندیشه جامعه ملل را پرورانده است، به سخنان خود اینچنین ادامه داده بود:
«یونان قدیم مهد تمدن بوده است؛ فلاسفه و دانشمندان بزرگ مانند سقراط ... داشته ولی آنچه بتوان به دانشگاه امروز تشبیه کرد در واقع همان است که خسرو پادشاه ساسانی تأسیس کرد. و در شوش پایتخت ایران آن روز دارالعلم بزرگی به نام «گندی شاپور» ... این دانشگاه سالها دوام داشت تا اینکه در زمان حمله اعراب به ایران مانند سایر مؤسسات ما از میان رفت. و با آنکه دین مقدس اسلام صراحتاً تأکید کرده است که علم را حتی اگر در چین باشد باید به دست آورد، فاتحین عرب برخلاف دستور صریح پیامبر اسلام حتی کتابخانه ملی ایران را آتش زدند و تمام تأسیسات علمی ما را بر باد دادند و از آن تاریخ تا مدت دو قرن، ایران تحت نفوذ اعراب باقی ماند.» [١]
از این نمونه و از این دست که بدون ذکر هیچ گونه سند و مدرکی مطالبی اینچنین گفته و نوشته میشود فراوان است. ما پیش از آنکه به تحقیق تاریخی درباره این مطلب بپردازیم و سخن افرادی را که به اصطلاح یک سلسله ادلّه نیز ردیف کردهاند نقد علمی نماییم، در پاسخ این پزشک محترم که چنین قاطعانه در یک مجمع پزشکی جهانی- که علی القاعده اطلاعات تاریخی آنها هم از ایشان بیشتر نبوده- اظهار داشته است، عرض میکنیم:
اولًا بعد از دوره یونان و قبل از تأسیس دانشگاه جندی شاپور در ایران، دانشگاه عظیم اسکندریه بوده که با دانشگاه جندی شاپور طرف قیاس نبوده است.
مسلمین که از قرن دوم هجری و بلکه اندکی هم در قرن اول هجری به نقل علوم
[١]. مجله «تندرست»، سال ٢٤، شماره ٢.