مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - آیین مزدکی
پیشرو و خواستار برابری بود این اوضاع را درهم نوردد و محرومان و ناکامان اجتماع را به حق خود برساند.» [١]
مسلک مزدکی به حکم اینکه طرفدار طبقه محروم بود و در جامعهای طبقاتی ظهور کرد رواج و شیوع فوق العاده یافت. کریستن سن میگوید:
«اگرچه کیش مزدک پس از ورود به طبقات سافله اجتماع تدریجاً صورت یک مسلک سیاسی انقلابی گرفت ولی اساس دیانتی آن باقی بود و پیروان این آیین در میان طبقات عالیه هم وجود داشتهاند. عاقبت مزدکیان خود را به اندازهای قادر یافتند که شروع به ترتیب مراتب روحانی خود نموده، یک نفر رئیس روحانی انتخاب کردند.» [٢]
میگویند مزدک و اتباعش طرفدار پسر دیگر قباد به نام «کاووس» بودند و میخواستند علیرغم تصمیمات قباد، به وسیله توطئه و تحریک او را که مزدکی بود بر تخت ایران جای دهند و خسرو انوشیروان را محروم کنند. این بود که نقشهای وسیع برای قلع و قمع آنان کشیده شد.
کریستن سن مینویسد:
«دولتیان طریقهای را که بارها تجربه شده بود پیش گرفتند: انجمنی از روحانیان دعوت کردند و اندرزگر مزدکیان را با سایر رؤسای فرقه به آنجا خواندند و گروهی عظیم از آن طایفه را دعوت و جلب کردند تا در مجلس مباحثه رسمی حاضر باشند. کواذ (قباد) شخصاً مجلس را اداره میکرد، اما خسرو که به ولایتعهد معین شده بود و حقوق خود را دستخوش توطئه و دسته بندی مزدکیان و کاووس میدید، تمام همت و همگی جهد خود را مصروف داشت تا کار طوری به پایان رسد که ضربتی هولناک و قطعی به فرقه مزدکی وارد آید. پس چند تن از مجادلین و مباحثین کارافتاده و آزموده را از میان موبدان پیش آورد ... «موبد موبدان»، «گلونازس» و «بازانس» اسقف مسیحیان ایران که در این پیشامد با زردشتیان همداستان شده بودند در انجمن حضور داشتند. بازانس مورد توجه خاص کواذ (قباد)
[١]. تاریخ اجتماعی ایران، ج ٢/ ص ٤٦ و ٤٧.[٢]. ایران در زمان ساسانیان، ص ٣٨٢.