ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٣٦
ولى:
\* ما اين ادّعا را نمىپذيريم و مىگوييم: بعد از جريان مسئلهى انقلاب نسبت، نسبت، از «تباين»، به «عموم و خصوص من وجه» منقلب مىشود؛ زيرا، اخبار مثبته كه مىگويند: «زوجه از همه چيز ارث مىبرد»:
- عموميّتشان از آن جهت است كه: «بين زمين و غير زمين فرقى نگذاشتهاند».
و:
- خصوصيّتشان نيز از آن جهت است كه: «با اجماع تخصيص خوردهاند».
نتيجه اين مىشود كه: فقط زوجه ذاتولد از همه ما تركزوج ارثمىبرد و زوجه غير ذات ولد از ما تركزوج ارث نمىبرد؛ پس:
\* اخبار مثبته بعد از تخصيص به وسيله «اجماع»:
- از يك جهت عاماند، چون: «فرقى بين زمين و غير آن نمىگذارند»؛
و:
- از يك جهت خاصاند، چون: «بين ذات ولد و غير ذات ولد فرق مىگذارند».
\* و اخبار نافيه نيز:
- از يك جهت عاماند، چون: «فرقى بين ذات ولد و غير ذات ولد نمىگذارند»
و:
- از يك جهت خاصاند، چون: «بين فرع (غير زمين) و اصل (زمين) تفصيل داده و فرق گذاشتهاند» يعنى مىگويند: «ترث من الفرع ولاترث من الأصل»
حال، اين دو دسته اخبار (مثبته و نافيه) هر كدام يك مادهى افتراقى دارند و يك مادهى اجتماع؛ كه درآنبا هم تعارض مىكنند؛ لذا نسبتِ بينشان عموم و خصوص من وجه است. در حاليكه مدعيفرمود: «بعد از تخصيصِ اخبارِ مثبته، بوسيلهى اجماع، نسبت بين اخبار نافيه و مثبته، عام و خاص مطلق مىشود» [؟!].
به اصل عبارت ايشان عنايت فرماييد: