ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٩٨
غير از اينكه اين خبر را [به عنوان يك خبر] روايت كرده.
البته مرحوم شيخ يوسف بحرانى (رحمه الله) در «الحدائق الناضرة فى احكام العترة الطاهرة» در مورد اين مقطوعه نيز، با اذعان به بى اعتبارى آن، مىفرمايد:
«والاظهر حمله على ما حملنا عليه أمثاله، على أن الرواية المذكورة مقطوعة و إنما هى فتوى عبد الله بن سنان فلا تقوم به حجة». [١] اظهر، حمل اين مقطوعه بر مواردى است كه امثال آن را حمل مىكرديم؛ [كنايه از اينكه مانند ساير مقطوعهها بىاعتبار است] بخاطر اينكه اين روايت، مقطوعه بوده و فتواى عبدالله بن سنان است؛ [لذا غير قابل اعتماد است] و بواسطهى آن، حجت اقامه نمىشود.
نكتهى قابل توجه اينكه:
روايت مقطوعه «دو» تعريف دارد كه يكى اعم از ديگرى است:
\* نزد علماى درايه: «به روايتى اطلاق مىشود كه تصريحاً و اشارتاً از امام (ع) قطع شده باشد».
\* نزد علماى فقه: «به روايتى اطلاق مىشود كه اعم از روايت مضمره و مقطوعه است».
پستعريف دوم، اعم از تعريف اول است؛ يعنى اين تعريف، هم شامل روايت مضمره مىگردد و هم شامل مقطوعهى با تفسير علماى درايه.
نتيجهى مناقشهى چهارم
با توجه به مناقشات ياد شده، به اين نتيجه مىرسيم كه در جوامع عظام روايى، مقطوعات فراوانى وجود دارد كه علماء و فقهاء در مورد آنها قائلاند كه، روايت نيستند؛ بلكه آنها را فتاواى روات مىدانند؛ پس قرينهى سوم هم كه تأكيد بر روايت بودن مقطوعه ابن اذينه داشت، كنار مىرود.
[١]. ر. ك. به: الحدائق الناضرة فى أحكام العترة الطاهرة، شيخ يوسف بحرانى (رحمه الله)، ج ٢٥، ص ٢٨٣.