ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٧١
به عبارت ديگر: اگر شأن اين مقطوعه را همانند شان ساير مرسلات كتاب «من لايحضره الفقيه» بدانيم، بايد قائل شويم كه: «مقطوعه ابن اذينه واقعا حديث است، لذا براى ما حجيّت داشته و معتبر است».
\* مبناى دوم: عدم پذيرش شأن اين مقطوعه، همانند شأن ساير مرسلات كتاب «من لايحضره الفقيه»؛ به عبارت ديگر: اگر شأن اين مقطوعه را همانند شأن ساير مرسلات كتاب «من لايحضره الفقيه» ندانيم، بايد قائل شويم كه: «مقطوعه ابن اذينه فتواى اوست، لذا براى ما حجيّت نداشته و معتبر نيست».
پذيرش نظر محقق سبزوارى و صاحب جواهر (رحمه الله)
هر چند در بحث شهرت، جابريت آن را پذيرفتيم؛ امّا جابريت در ما نحن فيه، قابليت جريان ندارد؛ زيرا:
\* اولًا: در ما نحن فيه اصلا روايتى وجود ندارد تا استناد به آن معنا داشته باشد!
\* ثانياً: در بيان اقوال- در نزاع دوم- به اين نتيجه رسيديم كه شهرت با طرف مقابل است، يعنى با دقت در اقوال متقدّمين روشن گرديد كه در كلام ايشان
\* فرقى بين ذات ولد و غير ذات ولد وجود ندارد.
\* ثالثاً: اگر از نظر فوق تنزل كرده و بپذيريم كه اقوال در مسئله، در حد مساوى است و شهرت با هيچ كدام از طرفين قضيه نيست،- همانطور كه مرحوم سيّد بحر العلوم (رحمه الله) در كتاب «بلغة الفقيه» به آن قائل شده و فرمودند:
«و بالجملة الانصاف، أن القولين [فى المسالة] متكافئان فى المعروفية» [١]
و كلًا انصاف اين است كه هر دو قول در معروفيت و شهرت هم تراز يكديگرند.
- در اين صورت، در جبران ضعف سند، به وسيلهى «عمل مشهور»، اشكال بوجود مىآيد؛ زيرا ديگرهيچ كدام از طرفين قضيه نمىتوانند براى جبران
[١]. ر. ك. به: بلغة الفقيه، بحرالعلوم (رحمه الله)، ج ٣، ص: ٩٧.